-2 -  انواع پایداری:

انواع چهارگانه پایداری عبارتند از: انسانی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی. این انواع بسیار با هم متفاوتند و علی‌رغم تداخل‌ها با هم در یک مفهوم جمع نمی‌شوند. در واقع مشکل از اینجا آغاز شده است که وقتی نظام اقتصادی انسانی کوچک بود ظرفیتهای باز تولید و انطباق محیط زیست نامحدود فرض می‌شد. اما امروزه با کمال تاسف متوجه شده‌ایم که منابع و ذخایر زیست محیطی محدودند. البته این ظرفیتها بسیار بزرگ بودند اما مصرف بسیار زیاد اقتصاد انسانی از آنها پیشی‌گرفته است و ذخایر محدود شده‌اند. اقتصاددانان که با منابع کمیاب سروکار دارند نتوانسته اند کمیاب بودن منابع زیست محیطی را درک کنند و وارد ارزیابی‌های خود کنند. قاعده کلی پایداری این است خروجی فعالیتهای ما باید در محدوده توانایی محیط زیست محلی برای جذب مواد زائد بوده و باعث تخریب غیرقابل قبول ظرفیت جذب مواد زائد در آینده نشود.

1-   پایداری انسانی: یعنی حفظ سرمایه انسانی، سرمایه انسانی کالای خصوصی افراد است. عواملی مثل بهداشت، آموزش، مهارت، دانش، رهبری و دسترسی به خدمات سرمایه انسانی را می‌سازند. سرمایه‌گذاری در اینها بخشی از توسعه اقتصادی است زیرا پایداری انسانی نیازمند سرمایه‌گذاری مستمر برای مراقبت در طول عمر انسانهاست. ارتقاء بهداشت مادران، تغدیه، زایمان ایمن، مراقبت نوزادان و خردسالان از این موارد است. لازم است 2 تا 3 دهه سرمایه‌گذاری برای آموزش و کارآموزی انجام شود تا برخی از توانایی‌های هر فرد مجال ظهور یابد. در عمل سرمایه انسانی به خوبی حفظ نشده است، افزایش جمعیت از میزان شاخص‌های سرانه آن کاسته و سرمایه‌گذاری اضافی روی آموزش با کیفیت پایین نیز باعث عدم رشد سرمایه انسانی شده است.

2-   پایداری اجتماعی: یعنی حفظ سرمایه اجتماعی. چهارچوب اصلی جامعه را می‌سازد و هزینه کار با یکدیگر و همکاری را کاهش می‌دهد و با به وجودآوردن اعتماد از هزینه مبادله می‌کاهد فقط مشارکت منظم در جامعه و جامعه مدنی قوی (شامل حکومت) می‌تواند چنین وضعی ایجاد کند.

- انسجام اجتماع برای نفع متقابل، همبستگی میان گروههای مردم، تعامل، تساهل و تحمل، محبت، صبوری، هم‌یاری، عشق، معیارهای صداقت و درستی، نظم و اخلاق مورد وفاق عموم، تعامل‌های فرهنگی و مذهبی، این عوامل تشکیل‌دهنده سرمایه اجتماعی هستند و بدون چنین عواملی سرمایه اجتماعی به سرعت مستهلک می‌شود (مثل سرمایه فیزیکی)

-  اهمیت ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی برای ایجاد پایداری اجتماعی هنوز به درستی فهمیده نشده است سرمایه‌داری نوع غربی سرمایه اجتماعی را تضعیف می کند زیرا رقابت و فردگرایی را بر تعاون و اجتماع گرایی ترجیح می‌دهد.

- خشونت هزینه اجتماعی عظیمی است که در جوامعی که سرمایه‌گذاری کافی روی سرمایه اجتماعی نشده است باید پرداخت شود. خشونت و گسستگی اجتماعی بزرگترین موانع پایداری هستند.

3-   پایداری اقتصادی: مراد از پایداری اقتصادی حفظ سرمایه اقتصادی است. با وجود این پایداری اقتصادی را می‌توان براساس ارزش افزوده درآمد تعریف کرد، همانطور که هیک Hick به شکل زیر تعریف کرده است: " میزانی که هر فرد می تواند طی یک دوره مصرف کند و در انتهای دوره از نظر رفاهی همان وضع آغاز دوره را داشته باشد.

-         سرمایه ساخته شده را می‌توان جایگزین کرد. معمولا" سرمایه ساخته شده اضافی وجود دارد.

-     به طور سنتی، اقتصاددانان توجه اندکی به سرمایه طبیعی داشته‌اند (جنگل‌ها، هوای پاک وغیره) می‌بایست به معیارهای سنتی تخصیص و کارآیی عنصر سومی بنام اندازه (مقیاس) را نیز افزود. اضافه کردن این عنصر اندازه رشد را محدود می‌کند و این پرسش  که چه میزان رشد اقتصادی مطلوب است؟ را وارد نظریه اقتصادی می‌کند. یا به سخن دیگر چه میزان ماده و انرژی از محیط زیست به مواد زائد یا ذخیره تبدیل بشود.

-     از آنجا که ارزشهای اقتصادی با پول محاسبه می‌شود. اندازه‌گیری سرمایه طبیعی، سرمایه بین نسلی و منابع در دسترس عموم مثل هوا با مشکلات زیادی روبروست.

 

4-   پایداری زیست محیطی: یعنی حفظ سرمایه طبیعی، البته هدف از حفظ سرمایه طبیعی تداوم رفاه انسانی است. انسان باید بفهمد که می‌بایست در چارچوب محدودیتهای محیط زیست بیوفیزیکی زندگی کند. سرمایه طبیعی باید حفظ شود زیرا هم تامین کننده منابع است و هم صندوق ذخیره مواد زاید و این به معنای حفظ اندازه زیر نظام اقتصاد انسانی (جمعیت ضربدر مصرف در هر سطحی از تکنولوژی) در محدوده کل اکوسیستمی است که این سیستم به آن وابسته است. پایداری زیست محیطی نیازمند مصرف پایدار توسط یک جمعیت پایدار است

قواعد پایداری را چنین تدوین کرده اند:

-         از بعد ستانده‌ها: حفظ مواد زائد در محدوده ظرفیت انطباق محیط زیست بدون آسیب رساندن به آن

-         از بعد نهاده ها : بهره‌برداری از تجدیدپذیرها باید در محدوده نرخ باز تولید آنها بماند

تکنولوژی می تواند پایداری زیست محیطی را کاهش دهد یا بر آن بیفزاید. تجدید ناپذیرها را نمی‌توان پایدار کرد اما به نیمه پایداری زیست محیطی آنها می‌توان نزدیک شد و راه آن نیز نگهداشتن نرخ کاهش آنها در حد نرخ ایجاد جایگزین‌های تجدیدپذیر آنها می‌باشد به سخن دیگر.

-     قاعده 1 در مورد منابع تجدیدپذیر: استفاده از منابع تجدید پذیر می‌بایست درمحدوده ظرفیتهای باز تولید نظام طبیعی که آن منابع را تولید می‌کند باشد

-     قاعده  2 در مورد منابع تجدید ناپذیر: نرخ کاهش موجودی منابع تجدید ناپذیر می‌بایست کمتر از نرخ تاریخی تولید جانشین‌های تجدیدپذیریشان بوسیله نوآوری و سرمایه‌گذاری انسانی باشد.

-     قاعدة3   میزان و سرعت دفع مواد زائد ناشی از مصرف  منابع ،چه تجدیدپذیر و چه تجدید ناپذیر، می بایست متناسب با توانایی زمین برای جذب و تغییرشكل (سازگاری ) با آن باشد.

-         قاعدة4 دفع مواد زائد نباید به  حفظ منابع زمین آسیب برساند

-         قاعده 5 خدمات زیست محیطی معمولا" جایگزینی ندارند و اگر آسیب ببینند این آسیب برگشت ناپذیر است.