حل این مشكل شاید در گرو مدیریت قوی و برنامه ریزی اساسی در زمینه ساماندهی و مكان یابی مناسب برای صنایع باشد. ممكن است تصور شود چنین ساماندهی كاری است آسان، اما جدای از مسایل اقتصادی، زیست محیطی و حتی فنی كه موضوع را پیچیده تر می سازند، نیاز به نوعی برنامه ریزی محیطی دارد تا از میزان پیچیدگی آن بكاهد. این موضوع چندبعدی را باید از منظر روابط میان صنعت و مسایل شهرنشینی مورد مطالعه و بررسی قرار داد.
در بررسی چنین روابطی، گاه ممكن است تعارضاتی میان مسایل صنعتی و اجتماعی بوجود آید مانند تعارضات میان رفتارهای صنعتی و مسایل زیست محیطی یا تعارض میان منافع خصوصی در فعالیتهای صنعتی با منافع جمعی از نظر شهرنشینی.

به طور كلی نباید فراموش كرد كه اگرچه شهر و شهرنشینان به خدمات صنعتی نیازمندند و این موجب توسعه آنها در تمام زمینه های اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی می شود، اما خسارات ناشی از توسعه صنایع كه متوجه افراد جامعه می شود را نیزنمی توان نادیده گرفت. پس، اینكه روابط میان صنعت و شهر چگونه باید باشد و یا اینكه كدام صنایع حق حضور در شهرها را دارند و برخی دیگر از این حق محروم باشند، پیوسته جزو دغدغــه های برنامه ریزان مسایل اجتماعی وشهرنشینی و صنعتی بوده است.

این گزارش نیز ضمن مطالعه بایدها و نبایدهای حضور صنایع در درون شهرها به بررسی نقاط قــــوت و ضعف حضور كارخانه های صنعتی كه در طی دوران گسترش و توسعه شهری، خواسته یا ناخواسته در وسط شهرها واقع شده اند می پردازد. اینكه كارخانــه ها در شهرها باشند یا نباشند و یا باانتقال صنایع به خارج از شهرها چه نتایج مثبت و منفی حاصل می شود. محورها و پرسشهای مهمی هستند كه سعی شده است در این گزارش به آنها پاسخ داده شود.

ساماندهی صنایع و تجارب جهانی
در دوران انقلاب صنعتی مكان گزینی صنایع به طور عمده براساس عوامل طبیعی، ملاحظات اقتصادی و امكانات حمل و نقل انجام می شد. اما با ظهور عوارض منفی توسعه صنعتی در شهرهای اروپا، از اواسط قرن نوزدهم جنبش ها و اقداماتی در جهت نظارت بر توسعه صنایع و حفظ سلامت و بهداشت شهرها آغاز گردید. از اوایل قرن بیستم، موضوع ساماندهی صنایع شهری جایگاه مهمی را در برنامه ریزی و طراحی شهری پیدا كرد.

طرح اولیه شهر صنعتی
یكی از نخستین نظریه پردازان در زمینه شهرسازی مدرن تونی گارنیه فرانسوی (1948-1869) است كه در سال 1917 طرح معروف شهر صنعتی را منتشر كرد. طرح شهر صنعتی اولین نظریه مدون و كل نگر در زمینه مكان یابی صنایع و طراحی شهری است كه نوعی منطقه بندی صنعتی با گرایش به مفاهیم محیط زیست را ارائه می دهد. در این طرح، مكان یابی صنایع، براساس انواع عملكرد صنایع و اثرات بیرونی آنها تعیین شده است.

طرح شهر صنعتی گارنیه از نظر نحوه رویكرد به مكان یابی صنایع، دارای دو نكته اساسی و تاثیرگذار بوده است. یكی اندیشه جـــــداسازی مناطق صنعتی از سایر كاربری های شهری است كه بعدها در منشور آتن و الگوی طرحهای جامع شهری مورد پذیرش وسیع قرار گرفت. و دیگری پیشنهاد استفاده از كمربند سبز. به منظور ایجاد حائل میان مناطق ناسازگار است، كه امروزه جای استواری در برنامه ریزی و طراحی شهری پیدا كرده است.
اما اثرات مخرب صنایع درون شهری از جمله مسایلی است كه پیوسته باید مورد مطالعه و بازنگری قرار گیرد.
برپاداشتن نسنجیده صنایع، یعنی بدون درنظر گرفتن شرایط محیطی و اقلیمی از جهت وزش باد، كیفیت خاك و تمامی مسائل مربوط به آب گرفته، تا موضوع آلودگی صوتی، دسترس پذیـــری و مانند آنها، می تواند در جنبه های گوناگون زیست محیطی شهر، چون هوا، آب، خاك، جانوران و گیاهان، سكونتگاههای انسانی و سلامتی و بهداشت مردم تاثیر جدی برجای نهــــد. از جمله نمونه های بی توجهی به شرایط اقلیمی، برپاكردن صنایع در فاصله شهرها می باشد.

كارفرما، كه منظور كسی است كه برای تاسیس واحد صنعتی مفروض سرمایه گذاری می كند، باید نسبت به این پیامدها آگاهی كامل داشته باشد و در حالی كه واحد یا مجتمع صنعتی در حال ساخته شدن است (به فرض اینكه محل احداث آن بر پایه مطالعات زیست محیطی تعیین شده باشد) یا حتی پس از آنكه به مرحله بهره برداری می رسد، باید ضرورتاً برای به حداقل رساندن آثار نامطلوب واحد یادشده بر منابع زیست محیطی و كیفیت حیات منطقه اقدام كند و گامهای متناسب بردارد. غالب اوقات ارباب صنایع از نصب تجهیزات آلودگی زدا در واحدها خودداری می كنند و با فرسوده شدن دستگاهها، منابع آلوده ساز نیز گسترش می یابند. گاه مشكل تا آنجا بالا می گیرد كه دیگر نصب تجهیزات كنترل كننده آلاینده ها از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست و در مرحله ای بحرانی، از تعطیلی یك واحد صنعتی گریزی نیست. در اكثر شهرها، بخصوص كلانشهرهای كشورهای جهان سوم، واحدهای صنعتی كاملاً در داخل بافت مسكونی شهر واقع شده اند. علت این امر آن است كه قبلاً مكان یابی واحدهای صنعتی برمبنایی سنجیده و بخصوص با درنظر گــــرفتن ضوابط زیست محیطی انجام نشده است. در واقع فقط دو عامل بر مكان یابی واحد صنعتی، مجتمع صنعتی و حتی شهرك و ناحیه صنعتی تاثیر اساسی داشتند. یكــــی از این عوامل، دسترس پذیری، یعنی نزدیكی به راه دسترسی به مواد خام و بازار مصرف و عامل دوم، كه نقش اساسی تری بازی می كرد، ارزان بودن زمین بود.

بنابر سرشت شهرنشینی بخصوص در كشورهای در حال توسعه و فرایند مهاجرت به شهرها، رشد افقی شهرها شتاب گرفت و در نتیجه این شهرها بودند كه مناطق صنعتی پیرامون را بلعیدند و آنها را در محاصره نواحی مسكونی و تجاری قرار دادند؛ هم اكنون شهرها با معضلاتی مواجه اند كه در واقع برخی از آنها حل نشدنی است. در شرق تهران، منطقه صنعتی خیابان سازمان آب، كه زمانی خارج از شهر قرار داشت، اكنون كاملاً بامناطق مسكونی درهم آمیخته است.

واحدهای خدماتی
واحدهای خدماتی كه در سطح شهر پراكنده اند، عموماً در هنگام تاسیس در حاشیه محله ها قرار داشتنه اند و اكنون در دل شهرها واقع اند و آثار زیست محیطی زیانبار آنها در واقع از جنبه های غیرقابل محاسبه است.
كارگاههای قالی شویی، تعمیرگاههای اتومبیل، جایگاههای تعویض روغن اتومبیل و... از جمله این واحدها به شمار می آیند. هر تعمیرگاه اتومبیل تا شعاع صدها متر اطراف خود، خاك را آلوده و برای همیشه آن را از چرخه پشتیبان حیات خارج می كند. در حال حاضر، به اعتبار وضع قوانین و مقررات مدون در زمینه مكان یابی و استقرار صنایع جدید، آنها عمدتاً براساس دسترس پذیری به مواد خام و دسترسی به بازار، امكانات ترابری و سایر ملاحظات فنی - اقتصادی و باز هم بدون توجه كافی به ملاحظات زیست محیطی مكان یابی می شوند.

مواد هنگامی آلاینده به شمار می آیند كه آثار زیانباری به بار آورند. بسیاری از مواد شیمیایی مثل گوگرد كه می توانند آلاینده باشند، در مقادیر كم مورد نیاز گیاهان و جانداران است؛ آلاینده های هوابرد (موجود در هوا) مانند موادی كه به صورت ذرات هستند (هم ذرات جامد و هم مایع) و گازهایی چون سولفور و دی اكسید، هیدروژن فلورید و اكسیدهای نیتــــروژن از این جمله به شمار می آیند. قسمت اعظم آلودگی هوا از نواحی شهری، فرایندهای صنعتـــی، نیروگاهها و حمل و نقل و رفت و آمد اتومبیل نـــــاشی می شود.

آلاینده های هوا با باد پراكنده می شوند. ذرات درشت بر اثر نیروی گرانش در همان نزدیكی منبع انتشارشان فرو می نشیند. ذرات كوچكتر و گازها می توانند پیش از خروج از جوّ، تا دوردستها بروند.

منطقه بندی صنعتی
مفهوم منطقه بندی صنعتی (INDUSTRIAL ZONING) در شهرسازی جهان، ابتدا در اوایل قرن بیستم در ایالات متحده و اروپا به وجود آمد، ولی به سرعـــت به عنوان یكی از اصول طرحهای جامع شهری در سراسر جهان رواج پیدا كرد. اساس منطقه بندی، در آغاز بر جداسازی فعالیتهای ناسازگار، از جمله فعالیتهای صنعتی از نواحی مسكونی استوار بوده، اما این ضوابط در چند دهه اخیر تحولات زیادی به خود دیده است.

در ضوابط اولیه منطقه بندی، اهمیت چندانی برای صنایع قائل نبودند و معمولاً بدترین زمین ها به آنها اختصاص داده می شد. اما به تدریج منطقه صنعتی به عنوان یكی از مناطق اصلی شهر (در كنار مناطق مسكونی و تجاری) اهمیت زیادی پیدا كرد و ضوابط مربوط به نحوه مكان یابی و استقرار واحدهای صنعتی، رو به توسعه و تكامل نهاد. اساس منطقه بندی صنعتی به طور كلی بر دو پایه یعنی طبقه بندی صنایع از یك طرف، و «تعیین مكان مناسب برای هرطبقه از صنایع، از طرف دیگر، استوار است.

رویكرد رایج در شهرسازی امروز جهان این است كه اگرچه ضوابط منطقه بندی و ازجمله ضوابط منطقه بندی صنعتی، در ماهیت خود، برای حفظ سلامت و هدایت توسعه شهری لازم است، اما این ضوابط به صورت قدیمی و سنتی خود با عوارض منفی بسیار همراه بوده و لازم است كه مورد اصلاح و تعدیل قرار گیرد. به همین دلیل در نظام های پیشرفته برنامه ریزی و مدیریت شهری در دنیا، معیارها و روشهای جدیدی برای تدوین و اجرای ضوابط منطقه بندی ابداع شده كه به جای جداسازی كامل كاربری ها، بیشتر به ایجاد تنوع، اختلاط و سازگاری میان آنها و آشتی میان صنعت و شهر گرایش دارد.

از جمله باید به الگوهای جدید منطقه بنــدی مثل منطقه بندی انعطاف پذیر، منطقه بندی چند كاركردی، منطقه بندی شناور، منطقه بندی تشویقی و غیره اشاره كرد.

در معیارهای جدید منطقه بندی صنعتی، به جای جداسازی كامل صنایع و غیرمجاز اعلام كردن گروههای كلی صنایع، رویكرد منطقی تر و عملی تری برای مكان یابی و ساماندهی صنایع مطرح شده است. در این رویكرد، اساس طبقه بندی صنایع و معیارهای مكان یابی آنها، بیشتر بر نحوه كار صنایع و نحوه مدیریت آنها استوار است تا بر نوع صنایع. به این منظور برای شناسایی عملكرد صنایع از استانداردهای خروجی استفاده می شود كه برای كنترل اثرات فعالیت صنعتی مثل دود، بو، صدا، گرد و غبار، ارتعاش، آلودگی آب و غیره تهیه و تــدوین می شود. این نظام را منطقه بندی براساس استانداردهای خروجی می نامند. در این رویكرد. به جای فهرست كردن صنایع مجاز، حداكثر میزان مجاز اثرات بیرونی، كه هر صنعت در ناحیه ای معین می تواند تولید كند معلوم می شود. و این حد به عنوان معیـــار مكان یابی و نحوه استقرار واحدهای صنعتی به كار می رود. البته تدوین و به كارگیری این استانداردها به تكامل روشهای اندازه گیری، ابزارهای دقیق و كاركنان ماهر نیاز دارد، كه به نوبه خود تابع امكانات و میزان كارآیی مدیریت شهری و مدیریت زیست محیطی صنایع است.

مكان یابی و سازماندهی صنایع شهری
به طور كلی، همراه با پیدایش تحول در بنیادهای فنی، اقتصادی و اجتماعی توسعه شهری، معیارهای مكان یابی صنعتی، نیز، در معرض تغییر قرار گرفته است. با پیشرفتهای جدید در زمینه تكنولوژی صنایع، تكنولوژی ارتباطات و كنترل، توسعه امكانات حمل و نقل، سازماندهی واحدهای صنعتی، رشد طراحی شهری و معماری صنعتی و... محدودیت های مكان گزینی صنعتی، به تدریج كاهش یافته و از چارچوب سنتی خود خارج شده است. امروز به جای سیاستهای افراطی طرد صنایع از شهرها، بیشتر از سیاستهایی حمایت می شود كه در راستای تعدیل مشكلات ناشی از صنایع و انطباق دادن هرچه بیشتر فعالیت آنها با نیازهای اقتصادی، اجتماعی و فضایی شهرها قرار دارد. از جمله این سیاستها، علاوه بر سیاست گسترده نظام نظارت بر عملكرد صنایع، می باید از ایجاد انواع مجتمع های جدید صنعتی و تقویت طراحی شهری و تكامل معماری صنعتی یاد كرد.

در چند دهه اخیر، به منظور كاهش مشكلات استقرار صنایع در شهرها و ایجاد سازگاری بیشتر میـان فعالیتهـای صنعتی و بافت های شهری، اشكال كالبدی جدیدی برای تمركز و استقرار واحدهای صنعتی و خدمات وابسته به آنها ابداع شده است كه از دستاوردهای مثبت ساماندهی صنایع محسوب می شود.

توسعه روزافزون پاركهای علمی، پاركهای صنعتی، مراكز تكنولوژی و انواع مجتمع های صنعتی در كشورهای مختلف جهان، امكانات جدیدی برای مكان یابی و ساماندهی صنایع در جهت حفظ منافع اقتصادی، سلامت محیط زیست و زیبایی شهرها به وجود آورده است. از جمله باید به انواع مجتمع های صنایع شهری اشاره كرد كه اصولاً برای ساماندهی صنایع مورد نیاز شهر تشكیل می شود. مثل: مجتمع صنایع غذایی، مجتمع صنایع مصالح ساختمانی، مجتمع صنایع بافندگی و مجتمع تعمیراتی خودرو.

امروز به بركت توسعه و تكامل معماری صنعتی، بسیاری از كارخانه ها و واحدهای صنعتی به نحوی طراحی و ساخته می شوند كه از نظر منظرسازی و ایجاد تسهیلات جنبی، نه تنها هیچ گونه آسیبی به محیط پیرامون خود نمی رسانند، بلكه باایجاد تحرك اقتصادی، تنوع فضایی و نزدیكی كار و مسكن به افزایش جاذبه و بهسازی محیط شهری كمك می كنند.

تجارب ایران در زمینه ساماندهی صنایع
نحوه توسعه و استقرار صنایع در شهرهای ایران، از یك طرف، به روند كلی تحولات توسعه شهرنشینی و شهرسازی بستگی دارد و از طرف دیگر تابع قوانین، تشكیلات و عملكرد نهادهای مختلفی است كه بااهداف و وظایف گوناگون، در امر مكان یابی و ساماندهی صنایع و خدمات دخالت دارند.


روند مكان یابی در ایران
در شهرهای قـــــــدیم ایـــــران، نحوه استقرار واحدهای تولیدی و خدمـــاتی، اصولاً برپایه نوعی سلسله مراتب عملكــــردی و انطباق فعالیت با مكان، براساس اصل مـــردم واری یا رعایت مقیاس انسانی استوار بـوده و در نتیجه مزاحمت زیادی به همراه نداشته است. اما در تحولات جدید شهرنشینی، به دلیل رشد سریع و بی رویه توسعه شهری، رواج وسایل حمل و نقل ماشینی، تنوع و تمركز بیش از حد صنایع و خدمات، پدیده مكان یابی و ساماندهی صنایع شهری با مسائل و مشكلات جدیدی روبرو شده كه به اختلال و عدم تعادل در روابط شهر و صنعت انجامیده است.

از یك نظر، توسعه شهری در ایران متكی به توسعه صنعتی بوده و به همین دلیل بخش مهمی از مسائل و مشكلات مكان گزینی و استقرار صنایع در شهرها، به فرایند توسعه صنعتی و توسعه شهرنشینی در ایران مربــوط می شود. به طور كلی می توان مراحل توسعه صنعتی در ایران و بازتاب آن در توسعه شهری را به سه مرحله عمده تقسیم كرد:

مرحله اول، آشنایی با صنایع جدید، اواخر دوره قاجار و نخستین تحولات كالبدی در شهرها.

مرحله دوم، شكل گیری صنایع جدید، دوره رضاخان همراه با نوسازی شهرها و رشد آرام توسعه.
مرحله سوم، تسلط اقتصاد صنعتی، دهه 40 به بعد همراه با رشد سریع شهرنشینی و شهرسازی.
ویژگی توسعه صنعتی ناموزون در ایران همراه با رشد شتابناك شهرنشینی و شهرگرایی، در چنددهه اخیر، جدا از عوارض منفی اقتصادی - اجتماعی، اثرات بسیار نامطلوبی بر توسعه كالبدی - فضایی شهرهای كشور بر جای نهاده است. از یك طرف، توزیع جغرافیایی صنایع به صورتی ناموزون درآمده و شبكه شهری كشور را دچار اختلال كرده و از طرف دیگر، سازمان كالبدی - فضایی شهرها باانواع تزاحم، تراكم و ناسازگاری روبرو شده است. بررسی چگونگی روند مكان گزینی و استقرار صنایع در شهرهای ایران و مسائل ناشی از آنها بیانگر دو ویژگی غالب است كه از نظر ریشه یابی مشكلات ساماندهی صنایع شهری و چاره جویی برای آنها اهمیت دارد:
الف - توسعه شهری شتابناك: این امر باعث پیدایش پدیده دفع و جذب صنایع یعنی برون افكنی صنایع و خدمات مــزاحم از بافت های شهری و اشغال مجدد آن شده است.

ب - تنوع و تعدد واحدهای كوچك: انبوه واحدهای كوچك تولیدی و خدماتی كهنه و نو، به كالبد شهرهای ایران چسبیده اند، به طوری كه بیشترین صنایع مزاحم و بیشترین مصادیق آلودگی در شهرهای ایران، به عملكرد واحدهای كوچك تولیدی و خدماتی (تعمیرگاه های خودرو، نجاری، آهنگری، واحدهای اوراقچی و غیره) مربوط می شود تا به صنایع بزرگ.

از آغاز روند صنعتی شدن ایران و شروع برنامه ریزی اقتصادی و شهری، تا به امروز، اقدامات گوناگونی در جهت نظارت و هدایت توسعه صنعتی و توسعه شهری صورت گرفته كه به عرصه های مختلف مثل مقررات شهرداری، قوانین شهرسازی، ضوابط محیط زیست، مدیریت توسعه صنعتی و غیره مربوط می شود. به منظور حفظ ایجاز، در شكل یك تصویری فشرده و خلاصه از سیر تكوینی اقدامات مربوط به مكان یابی و ساماندهی صنایع شهری در ایران ارائه شده است.

نظام های موثر درساماندهی صنایع در ایران
به طوری كه از تحلیل تجارب مكان یابی و ساماندهی صنایع در ایران بر می آید، در حال حاضر، نظاماتی كه در نحوه مكان یابی و ساماندهی صنایع و خدمات در شهرهای كشور، تاثیر اساسی و مستقیم دارند، شامل سه نظام مدیریتی مختلف به شرح زیر است:
الف - مدیریت توسعه صنعتی
ب - مدیریت زیست محیطی
پ - مدیریت شهری
در زیر به نقش و عملكرد هریك از این نظامات، به طور خلاصه اشاره می شود.

نقش مدیریت صنعتی
از دیدگاه اقتصاد كلان و برنامه ریزی توسعه صنعتی، مكان یابی و ساماندهی صنایع، تا حدود زیادی به سیاستها و اقدامات هر كشور در زمینه برنامه ریزی فضایی و آمایش سرزمین بستگی دارد. در ایران به دلیل عدم وجود طرحهای آمایش ملی و منطقه ای، روند مكان گزینی و استقرار صنایع، در اغلب موارد فارغ از ملاحظات برنامه ای و الزامات توسعه هماهنگ صورت پذیرفته است. این وضع، یكی از علل توسعه بی رویه و توزیع نامتوازن فعالیتهای صنعتی در مراكز جمعیتی و بروز مشكلات زیست محیطی و كالبدی در شهرهای كشور محسوب می شود.

مهم ترین اقدام در زمینه مدیریت توسعه صنعتی در كشور، تصویب قانون شهركهای صنعتی در سال 1362 است. تا سال 1376 حدود 262 شهرك صنعتی در كل كشور به تصویب رسیده كه تعداد 189 شهرك آن به مرحله اجرا و فعالیت درآمده است. به طوركلی باتوجه به عملكرد شهركهای صنعتی در وضع موجود، می توان گفت كه تجارب این شهركها در زمینه مكان یابی و ساماندهی صنایع و خدمات شهری چندان موفق نبوده است. دلایل اصلی این وضع این است كه اولاً هنوز پیش شرطهای لازم برای ساماندهی مطلوب صنایع (مثل طرحهای آمایش، نظام ارزیابی زیست محیطی، مدیریت كارآمد و...) به اندازه كافی فراهم نیست، ثانیاً در مقررات تاسیس شهرك های صنعتی توجه لازم و كافی به تفكیك صنایع شهری و غیرشهری و ضرورت ایجاد انواع مجتمع های صنعتی برای آنها، نشده است.

نقش مدیریت زیست محیطی
امروز هرگونه اقدام در زمینه مكان یابی و ساماندهی صنایع، مستلزم رعابت دقیق ملاحظات زیست محیطی است كه در جهت اهداف توسعه پایدار و حفظ كیفیت محیط زندگی (محیط طبیعی، اجتماعی و كالبدی) قرار دارد. مدیریت زیست محیطـی صنایع بـــه طور كلی براساس سه محور زیر استوار است:

الف - نظام ارزیابی زیست محیطی اثرات صنایع بر شهر؛
ب - تدوین استانداردهای زیست محیطی صنایع؛
پ - ایجاد نظام مراقبت در عملكرد صنایع.
بدیهی است كه اعمال مدیریت زیست محیطی به قوانین، تشكیلات، نهادهای علمی، استانداردهای دقیق، كارشناسان خبره، آگاهی و مشاركت عمومی و منابع مالی كافی نیاز دارد. در واقع اعمال مدیریت زیست محیطی مستلزم فراهم كردن زیرساخت های علمی، اقتصادی و اداری مناسب است.

سازمان حفاظت محیط زیست ایران، علاوه بر مقررات و ضوابط عمومی مربوط به محیط زیست، مجموعه مقرراتی باعنوان ضوابط و معیارهای استقرار صنایع و مراكز خدماتی، در سال 1371 به تصویب رسانده كه گام مهمی در زمینه مكان یابی و ساماندهی صنایع در ایران محسوب می شود و تنها سندی است كه در طرحهای صنعتی و طرحهای شهری مورد استفاده قرار می گیرد.

اما باتوجه به مجموعه شرایط موجود می توان گفت كه مقررات كنونی ایران، در زمینه مدیریت زیست محیطی صنایع، از چندنظر ناكافی و غیرآمد است:
اولاً: هنوز ضوابط كافی و دقیق برای تمام فعالیتهای آلاینده و مزاحم و انواع مصادیق آلودگی و مزاحمت وجود ندارد (مثل ضوابط آلودگی صوتی و...). ثانیاً : برای اجرای مقررات زیست محیطی، تمهیدات كافی فنی، قانونی، سازمانی، مالی و غیره فراهم نشده است و بنابراین ضمانت اجرایی ندارد. ثالثاً : مقررات موجود، فقط به عوارض خاص زیست محیطی صنایع نظر دارد و بنابراین در زمینه تشخیص و جلوگیری از مزاحمت های اقتصادی، اجتماعی و بصری صنایع كارآیی ندارد.

در سالهای اخیر، سازمان حفاظت محیط زیست ایران مقرراتی در زمینه اعمال ارزیابی زیست محیطی و تكمیل استانداردهای زیست محیطی به تصویب رسانده كه از نظر اهداف مكان یابی و ساماندهی صنایع مفید است ولی مشكل اجرای این ضوابط و نظارت برعملكرد صنایع، به ویژه در مورد صنایع شهری هم چنان به قوت خود باقی است.
نقش مدیریت شهری
در حال حاضر، شهرداری ها از طریق دو قانون، یعنی قانون نظام صنفی (1359) و قانون شهرداری(مصوب 1334 و اصلاحات بعدی) وظیفه و مسئولیت سامان بخشی و نظارت مستقیم بر فعالیت واحدهای تولیدی و خدماتی را برعهده دارند. مهم ترین ابزار قانونی مدیریت شهری برای مداخله در امر نظارت بر فعالیت واحدهای تولیدی و خدماتی مستقر در شهر و ساماندهی آنها، «بند 20 ماده 55 قانون شهرداری (اصلاحیه 1345) است كه به موجب آن اجازه جلوگیری از كلیه فعالیتهای غیربهداشتی و مزاحم برای شهروندان، به شهرداری داده شده است. البته در این متن قانونی، باتوجه به زمان تصویب آن (1345)، مفاهیم و مسائل مربوط به اثرات فعالیت صنعتی و خدماتی بر روی شهر، به زبان عادی و غیرتخصصی بیان شده و به همین دلیل نیازمند تشریح و تفسیر است.

اجرای مفاد بند 20 ماده 55 بنا به علل مختلف، همواره با موانع زیادی روبرو بوده و تا سالهای اخیر معمولاً به عنوان یك قانون مهجور تلقی می شده است. از طرف دیگر، باتوجه به كلی بودن این قانون و ابهامات نظری و علمی آن، اجرای مقررات آن در پهنه عمل تا حدود زیادی به نحوه تشخیص متصدیان اجرایی و صلاح دید آنان وابسته بوده است. در سالهای اخیر، به دلیل حادشدن مسائل محیطی و كالبدی شهرهای كشور، ضرورت دخالت جدی تر در زمینه ساماندهی صنایع و فعال كردن بند 20 ماده 55، به شدت مطرح گردید؛ به طوری كه در سال 1369، ابتدا شركت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران تاسیس شد و سپس شركتهای مشابه در برخی از شهرهای بزرگ دیگر كشور (اصفهان، شیراز و مشهد) به وجود آمد.

تشكیل شركتهای ساماندهی صنایع و مشاغل شهری، گام بسیار مهمی در زمینه احیای بند 20 ماده 55 قانون شهرداری و گسترش اقدامات مدیریت شهری در زمینه ساماندهی صنایع و خدمات شهری محسوب می شود. با تاسیس این شركتها مسائل و مباحث مربوط به ساماندهی صنایع و خدمات مزاحم و آلاینده، صورتی علمی تر، جدی تر و سازمان یافته تر پیدا كرده و نیز شناخت بیشتری در مورد كمیت و كیفیت انواع فعالیتها و آلودگی ها به دست آمده است.

مشكلات ساماندهی صنایع شهری در ایران
نتایج ارزیابی تجارب ساماندهی صنایع شهری در ایران حاكی از این است كه در این زمینه هنوز نظام سازمان یافته و یكپارچه ای وجود ندارد و فرایند مكان گزینی صنایع، به ویژه در شهرها با مسائل و مشكلات گوناگون روبرو است. در یك جمع بندی كلی، می توان مسائل و مشكلات ساماندهی صنایع و خدمات شهری را به سه گروه عمده به شرح زیر تقسیم كرد:

الف - مسائل و مشكلات بنیادی ساماندهی صنایع
بخش مهمی از مشكلات ساماندهی صنایع شهری از عوامل كلان و فراشهری مثل نارسایی در نظام برنامه ریزی فضایی، ناهماهنگی در برنامه های توسعه صنعتی، نارسایی در طرحهای شهری و منطقه ای، ضعف ابزارهای نظارت عمومی و مانند اینها سرچشمه می گیرد. از جمله می توان به موارد زیر اشاره كرد:

- عدم طرحهای آمایش ملی و منطقه ای
- ناهماهنگی در برنامه های توسعه صنعتی و توسعه شهری
- تعارض بخش عمومی و خصوصی در مكان یابی فعالیتها
- ضعف برنامه ریزی و طراحی شهری
ب - مسائل و مشكلات علمی - فنی ساماندهی صنایع
ساماندهی صنایع شهری به شناسایی و طبقه بندی علمی انواع صنایع، استانداردهای دقیق، ابزارهای نظارت و مراقبت، پژوهش مستمر و غیره نیاز دارد. اما در شرایط كنونی كشور، كمبودهای جدی در این زمینه مشاهده می شود كه از جمله می توان به موارد زیر اشاره كرد:

- ابهام در تعاریف و مفاهیم مربوط به ساماندهی صنایع
- كمبود مطالعات پایه و كاربردی در زمینه ساماندهی صنایع - نارسایی استانداردهای زیست محیطی صنایع

- ضعف نظام نظارت بر عملكرد صنایع
پ - مسائل و مشكلات مدیریتی و اجرایی ساماندهی صنایع
ساماندهی صنایع و خدمات شهری، اصولاً فرایندی میان بخشی است، در حالی كه در شرایط موجود كشور متولیان مختلف با هدف بخشی متفاوت در آن دخالت دارند. این وضع زمینه ساز بروز مشكلاتی است كه اهم آنها به قرار زیر است:

- عدم برنامه ریزی هماهنگ و یكپارچه در زمینه ساماندهی صنایع
- دخالت نهادهای مختلف با وظایف متفاوت
- نارسایی قوانین و تشكیلات ساماندهی صنایع (فنی، اجرایی و مالی)
- ناهماهنگی در اقدامات و تداخل وظایف درون شهری و برون شهری
- ضعف مشاركت بخش خصوصی و مردمی در ساماندهی صنایع

تعریف جامع مكان یابی
باتوجه به مفاهیم توسعه پایدار شهری و حفظ هماهنگی میان صنعت و شهر، موضوع مكان یابی و ساماندهی صنایع شهری به صورت زیر تعرف می شود:
مكان یابی و ساماندهی صنایع شهری عبارت است از روند تعریف و طبقه بندی صنایع مورد نیاز و مفید برای شهر (معرفی صنایع مجاز و غیرمجاز) و تعیین حوزه و شكل استقرار آنها در نواحی مختلف شهر و نظارت همه جانبه بر عملكرد آنها، به نحوی كه بیشترین فایده و كمترین زیان را برای شهر و شهروندان داشته باشد.

براساس این تعریف، اهداف كلان ساماندهی صنایع شهری كه به حفاظت، سلامت و كیفیت زندگی در محیط شهری معطوف است، به سه گروه اصلی براساس شكل دو تقسیم می شود.



طبقه بندی انواع صنایع شهری و غیرشهری
از دیدگاه شهرسازی و وظایف مدیریت شهری، كلیه صنایع و خدمات فنی از نظر میزان وابستگی به شهر یا نیاز شهروندان به آنها و نیز تعیین حوزه مسئولیت مدیریت ساماندهی صنایع، به دو گروه اصلی تقسیم می شوند:

الف - صنایع و خدمات فنی شهری: كه وجود آنها به كالبد شهر وابسته است. بنابراین مسئولیت ساماندهی آنها بر عهده مدیریت شهری است.
ب - صنایع و خدمات فنی غیرشهری: كه ضرورتاً ارتباط مستقیمی با محیط و كالبد شهر ندارند و مكان یابی و ساماندهی آنها مشمول ضوابط عام آمایش و توسعه صنعتی و مقررات عمومی محیط زیست است.
درشكل سه، ساختار طبقه بندی انواع صنایع شهری و غیرشهری همراه با ویژگی های مهم آنها كه مبنای تعیین ضوابط مكان یابی و ساماندهی قرار گرفته به طور خلاصه معرفی شده است.



ابعاد آلودگی و مزاحمت
از نظر برنامه ریزی و مدیریت شهری، آلودگی و مزاحمت ناشی از فعالیتهای تولیدی و خدماتی، دارای ابعاد مختلف زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و كالبدی - فضایی است. بنابراین به صورت زیر تعریف می شود:

آلودگی و مزاحمت به كلیه نتایج ناشی از فعالیتهای تولیدی و خدمات گوناگون اطلاق می شود كه در شرایط عمومی محیط زندگی انسان (محیط طبیعی و كالبدی، محیط اقتصادی - اجتماعی و محیط روانی) اثرات منفی و اختلال ایجاد می كند و به نوعی باعث كاهش كیفیت زندگی می شود.

براساس این تعریف، انواع مصادیق و اشكال بروز آلودگی و مزاحمت ناشی از فعالیت صنایع در محیط شهری شامل 13 مورد است كه در شكل چهار معرفی شده است.



عوامل موثر در انتقال صنایع
یكی از عوامل مهم در انتقال صنایع به خارج از شهرها صنعتی بودن یا كشاورزی بودن شهر است زیرا ممكن است با خروج صنعت از شهر نیرویی از انسانها بیكار شوند و این بر نوع زندگی آنها تاثیر منفی بگذارد. دیگر اندازه شهر است یعنی باید مطالعه شود شهر از نظر استراتژیك در چه اندازه ای قرار دارد. جمعیت شهری از عوامل دیگر است. نوع برنامه ها و طرحهای شهری كه بر مبنای صنایعی كه در آن شهر، تنظیم و اجرا می شوند نیز نقش و تاثیر پررنگی در خارج نمودن یا ننمودن صنایع از شهر دارند.

اما اینكه صنعتی كه سالها در یك شهر فعالیت داشته و باید به خارج از منطقه شهری منتقل شود، این انتقال چه مزیت ها و یا معایبی را دربر خواهد داشت، باید بررسی شود كه آیا خروج صنعت از شهر، امری برنامه ریزی شده است یا بدون برنامه؟ برای هر تغییر كاربری و یا جا به جایی در شهر باید برنامه ریزی وجود داشته باشد.

برای این تغییرات باید محیطهای جدیدی در نظر گرفته شود، هزینه های آن برآورد گردد و امكان سنجی لازم صورت گیرد كه این جــابه جایی مقرون به صرفه می باشد یا نه؟ و آیا اساساً امكان این تغییر وجود دارد؟ اصولاً از آنجایی كــــه در ایران صنعت همیشه در حومه های شهری بوده است و صنایع نقش دیواره های شهر را داشته اند و چون برنامه ها و طرحهای جامعی برای شهرها در نظر گرفته نشده است، این صنایع به مرور داخل شهرها شده اند. كارخانجاتـی در اطراف تهران دیده می شوند كه مربوط به 40 یا 50 ســــال قبل می باشند در حالی كه امروز در شهر قــرار گرفته اند.

از آن جمله می توان صنایع و كارخانجات اطراف جاده كرج و یا خیابان اتحاد را نام برد. از طرفی چون برنامه ریزی هایی برای توسعه شهری نبوده است شهر در داخل صنایع رشد كرده است و به مرور گریبان گیر شده است. این اتفاقات تنها به دلیل عدم برنامه ریزی است. و شاید دلیل دیگرش بیكاری باشد كه به علت وجود بیكاری در شهرهای كوچك و مهاجرت مردم به شهرهای بزرگ و قیمت كم زمینها و خانه ها در حومه ها، مردم در آن مناطق سالن شده اند و به مرور این مشكل را به وجود آورده است.

به طور كلی برنامه ریزان شهری باید برای آینده شهرها آن گونه برنامه ریزی نمایند تا در 40 یا 50 سال آینده، كاربری های همجوار، برای یكدیگر مزاحمت ایجاد نكنند و بتوانند همزیستی فعالی باهم داشته باشند.
مزیت ها و معایت حضور یا عدم حضور صنایع در شهرها بستگی به نوع صنعت دارد. اگر صنعت خدمات در شهر مورد بحث باشد، باید گفت كه این صنعت باید در داخل شهرها قرار داشته باشد. زیرا مردم نیاز به آنها را در داخل شهر احساس كرده اند ولی اگر صنعت در مفهوم كارخانه و تولید مدنظر باشد، شاید بعضی از صنایع كه موجبات تولید انـواع آلودگی ها را فراهم می آورند. از جمله (صـوتی - هوا)، باید خارج از شهرها قرار داشته باشند. البته نوع برخورد با صنایع كه ما آنها را مزاحم تلقی می نماییم و به همان اندازه شاید با انها برخوردهای نامناسبی هم صورت می گیرد، بسیار مهم است. یكی از ضروریات زندگی شهری وجود مشكل برای شهروندان آن جامعه است. اگر برای شهروندان شغل نباشد مشكلات زیادی پیش خواهد آمد. مثلاً در بعد وسیع تر یكی از انواع این ناهنجاریها، رخداد مهاجرت است. به طور كلی، خروج از صنعت یك برنامه ریزی استراتژیك را می طلبد.

از مزیتهای خروج صنایع مزاحم، می توان به كاهش آلودگی های زیست محیطی، استفاده مناسب تر از زمینهای این كارخانه ها كــــه می تواند منجر به حل مشكل كمبود زمین در شهرها شود، اشاره كرد. به این دلیل كه زمینهای شهری بسیار باارزش می باشند، امكان مهاجرت یك سری از افراد به خارج از شهر برای حفظ شغل خود وجود داد كه این باعث كاهش ترددهای درون شهری نیز خواهد شد.

از معایب آن می تواند فشارهایی كه به صنعت وارد می گردد باشد. البته این امكان وجود دارد كه یك شركت بعد از فروش، به خارج از شهر منتقل نگردد و در بدترین حالت، صاحبان آن صنایع دیگر تمایلی به سرمایه گذاری نداشته باشند. از دیگر فشارها این است كه ممكن است شركت، بعضی از كاركنان خود را نیز از دست بدهد. اگر صنعتی برای یك شهراز حساسیت خاصی برخوردار باشد، امكان به خطر افتادن شهر و به اصطلاح مرگ شهر وجود دارد.

چون در مورد شهرهای تك عملكردی كه تنها عملكرد صنعتی دارند، اگر این اتفاق روی دهد، شهر دیگر، دلیلی برای ادامه حیات نخواهد داشت.

در مورد صنایع خدماتی به طور كلی شاید بتوان گفت تنها مزیت آن می تواند كاهش حمل و نقل درون شهری باشد ولی مشكلات و معایب آن برای شهروندان زیاد خواهد بود زیرا خدمات نیاز هرروز مردم است.

بررسی مشكلات
مدیریت شهری وظیفه سنگینی در این كار دارد. شاید همانقدر كه یك طراح سیستم، برای یك سازمان، مسئول است یك مدیریت شهری هم باید این طراحی شهری را انجام دهد. باید مكان یابی ها به صورتی در نظر گرفته شود كه نیازی به جابه جایی صنایع نباشد. شهركهای صنعتی سرمایه های ملی هستند و اگر قرار باشد بااین سرمایه ها، نامناسب برخورد شود باعث فرار سرمایه وحتی خروج سرمایه از بخش صنعت خواهد شد، مكان یابی باید به صورتی باشد كه صنعتی مزاحم شناخته نشود. اگرچه به طور كلی صنعت مزاحم نیست و اگر گاهی مزاحم تلقی می شود به دلیل نبود برنامه ریزی و مكان یابی درست و درست قرارنــدادن كاربری های هم جوار در شهرها می باشد.

گفتنی است كه در شهرهای بزرگ دنیا، تركیبات شهری به صورت انقلابی، دست نمــی خورد. زیرا تغییر طراحی شهری كار ساده ای نیست. میلیون ها و شاید میلیاردها تومان صرف می شود تا یك شهرك صنعتی ساخته شود یا یك صنعت پای بگیرد. بنابراین هرگونه جابه جایی، به راحتی امكان پذیر نیست. همانگونه كه می بینیم در ایران هم هنوز امكان این جابه جایی فراهم نشده است.

مثلاً دولت، هنوز موفق نشده است، صنعت هوایی را از شهرتهران خارج كند. در صورتی كه هـرروز دههـا هواپیما از فراز تهران پرواز می كنند كه این خود نوعی آلودگی را برشهر تحمیل می كند. دولت جز باوضع یك قانون كه در آن گفته می شود كه در شعاع 120 كیلومتری تهران هیچ مجوزی برای تاسیس صــــادر نمی گردد و صنایع باید از شهر تهران خارج شوند، نخواهد توانست این مساله را حل نماید. خارج كردن صنایع فعال از شهرهایی همچون تهران و انتقال آنها به محل هایی كه هیچ گونه امكانات مناسبی ندارند، از دیگر مشكلاتی است كه برای صنایع ما رخ می دهد. ساخت شهركهای صنعتی نیاز به یك رشته زیرساختهای اساسی دارد. و فقط با پیداكردن یك زمین یا محوطه، در اطراف شهرهـــــا نمی توان مطمئن بود كه شهرك صنعتی فعالی تاسیس شده است.
این نكته باز هم قابل توجه است كه با قوانین بازدارنده كه نقش پاك كردن مساله را دارند، نباید بی رحمانه با صنعت برخورد كرد بلكه برای صنایعی كه باعث آلودگی هوا مــــی شوند، می توان از فیلترهـای مناسب استفـاده كرد. همانگونه كه در كشورهای اروپایی این گونه عمل می شود. به نظر می رسد، وزارت صنایع و معادن در دهه های اخیر كارنامه مثبتی در این زمینه داشته باشد. این وزارت طی این دوران، نقش حمایتی خوبی از صنایع داخلی ایفا كرده است، اما متاسفانه این حمایتها تا به امروز كمتر دیده شده است.

وزارت صنایع باید در برنامه ریزی شهری با شهرداران و شوراهای شهر، همكاری نزدیك و بیشتری داشته باشد اما تا به امروز این همكاریها كم رنگ بوده است.

منابع :
1 - مهدیزاده - جواد، ساماندهی صنایع و خدمات شهری - تهران - 1379
2 - معلمی - بهرام، محیط زیست شهری و فعالیتهای صنعتی و خدماتی - تهران - 1382

 

 

 

 

   شهر صنعتی (( نظریه تونی گارنیه))_تحولات شهرسازی

تونی گارنیه فرانسوی ، درزمانی که هاوارد طرح باغ شهر خود را ترویج می کرد وفرانک لوید رایت، نخستین خانه های خود را دراطراف شیکاگو می ساخت ، به ابتکار شخصی خود طرح یک شهر کامل را برای سکونت 35000 نفر ارائه داد وآن را شهر صنعتی نامید .

دراین طرح،گارنیه نه تنها به ترسیم خیابانها وبناهای اصلی شهر پرداخت، بلکه به تفصیل تمام جزئیات آن وحتی نقشه بسیاری ازبناها را مشخص نمود. طرح گارنیه به سال 1901 ونقشه های مفصل آن به سال 1904 به معرض تماشا گذاشته شد ودرسال 1917 نظریات وی درمعدود جزوه هایی منتشر شد . گارنیه درطرح خود برای اجزاء شهر ، خانه ها، مدارس، ایستگاههای راه آهن ، بیمارستانها ونظایر آن ، نقشه هایی پیشنهاد نمود وتوجه به اجزاء شهر فکر وی را برخلاف بسیاری ازمعاصرانش ازنقشه کلی شهر منحرف نکرد وطرح کلی اوبرای تمامی شهر، قدمی بلند درپیشرفت شهرسازی بود.درکوی صنعتی پیشنهاد وی ،عوامل مختلط شهر، محل کار،محل سکونت، تفریحگاهها وغیره، کاملاً ازیکدیگر جدا هستند، وکمربندی سبز،قسمت صنعتی شهررا ازقسمت اصلی آن جدا می سازد. ساختمان بیمارستان وبخش پزشکی شهر،دردامنه تپه های روبه جنوب پیش بینی شده است. قسمت اصلی شهر، نوار مانند ادامه می یابد ودرمیان آن قسمتهای ابنیه عمومی ، دبیرستان واستادیوم ورزشی بنا می گردد . زمینهای ورزشی مستقیماً به فضای آزاد مجاور خود راه می یابند که هم بسط آنها درآینده آسان باشد وهم چشم انداز بارز زیبایی داشته باشند.

درطرح گارنیه خطوط راه آهن درداخل شهر درزیرزمین کشیده می شدند ، تا به ایستگاه مرکزی شهر برسند ، خانه ها درمیان پارک بنا می شدند، وخیابان اصلی دورازمحلات مسکونی قرارمی گرفت. زمینها نیزبه ابعاد 150*30 متر تقسیم گردیده بود تا خانه ها ازنظر دریافت نور درجهت مناسب قرارگیرند. درطرح گارنیه ، برای شهر صنعتی حتی جاده ای برای مسابقات اتومبیلرانی وآزمایش موتورهای هواپیما پیش بینی شده بود. وبدین ترتیب بودکه شهر صنعتی، راهی فراپای بسیاری ازکسانی گذاشت که درپیشرفت شهرسازی معاصر موثر بوده اند درحقیقت، شهر صنعتی بذر شهرسازی معاصر را واجدبود.

                                               www.Hamkelasy.com

 

شهر صنعتی (( نظریه تونی گارنیه))

تونی گارنیه فرانسوی ، درزمانی که هاوارد طرح باغ شهر خود را ترویج می کرد وفرانک لوید رایت، نخستین خانه های خود را دراطراف شیکاگو می ساخت ، به ابتکار شخصی خود طرح یک شهر کامل را برای سکونت 35000 نفر ارائه داد وآن را شهر صنعتی نامید .

دراین طرح،گارنیه نه تنها به ترسیم خیابانها وبناهای اصلی شهر پرداخت، بلکه به تفصیل تمام جزئیات آن وحتی نقشه بسیاری ازبناها را مشخص نمود. طرح گارنیه به سال 1901 ونقشه های مفصل آن به سال 1904 به معرض تماشا گذاشته شد ودرسال 1917 نظریات وی درمعدود جزوه هایی منتشر شد . گارنیه درطرح خود برای اجزاء شهر ، خانه ها، مدارس، ایستگاههای راه آهن ، بیمارستانها ونظایر آن ، نقشه هایی پیشنهاد نمود وتوجه به اجزاء شهر فکر وی را برخلاف بسیاری ازمعاصرانش ازنقشه کلی شهر منحرف نکرد وطرح کلی اوبرای تمامی شهر، قدمی بلند درپیشرفت شهرسازی بود.درکوی صنعتی پیشنهاد وی ،عوامل مختلط شهر، محل کار،محل سکونت، تفریحگاهها وغیره، کاملاً ازیکدیگر جدا هستند، وکمربندی سبز،قسمت صنعتی شهررا ازقسمت اصلی آن جدا می سازد. ساختمان بیمارستان وبخش پزشکی شهر،دردامنه تپه های روبه جنوب پیش بینی شده است. قسمت اصلی شهر، نوار مانند ادامه می یابد ودرمیان آن قسمتهای ابنیه عمومی ، دبیرستان واستادیوم ورزشی بنا می گردد . زمینهای ورزشی مستقیماً به فضای آزاد مجاور خود راه می یابند که هم بسط آنها درآینده آسان باشد وهم چشم انداز بارز زیبایی داشته باشند.

درطرح گارنیه خطوط راه آهن درداخل شهر درزیرزمین کشیده می شدند ، تا به ایستگاه مرکزی شهر برسند ، خانه ها درمیان پارک بنا می شدند، وخیابان اصلی دورازمحلات مسکونی قرارمی گرفت. زمینها نیزبه ابعاد 150*30 متر تقسیم گردیده بود تا خانه ها ازنظر دریافت نور درجهت مناسب قرارگیرند. درطرح گارنیه ، برای شهر صنعتی حتی جاده ای برای مسابقات اتومبیلرانی وآزمایش موتورهای هواپیما پیش بینی شده بود. وبدین ترتیب بودکه شهر صنعتی، راهی فراپای بسیاری ازکسانی گذاشت که درپیشرفت شهرسازی معاصر موثر بوده اند درحقیقت، شهر صنعتی بذر شهرسازی معاصر را واجدبود.