پیدایش شهرنشینی در جهان


 

با توجه به علاقه‌ای كه همة ما به مسایل و مشكلات شهرهای خودمان داریم. به محض اینكه بحث تاریخ شهر مطرح می‌شود، این سئوال به ذهن می‌آید كه كاوش در تاریخ شهرهای قدیمی به چه كار می‌آید؟ آیا بهتر نیست به جای آن بر مسایل امروز شهرها متمركز شویم؟ در پاسخ باید گفت ما به عنوان جامعه شناس به جزئیات تاریخ شهرها و توالی وقایع تاریخی علاقه نداریم، اما درك منشاء شهرها و سیر تكوین شهرنشینی و شهریگری برای درك این پدیده لازم است. در زندگی معمولی وقتی می خواهیم كسی را بشناسیم از گذشته او می پرسیم ,‌ در علوم نیز یكی از روشهای شناخت پدیده ها دقت نظر در فرآیند شكل‌گیری و تكوین آنهاست. این روش را روش ژنریك یا تكوینی (‌generic/ generique) می‌گویند. 

در علوم اجتماعی روش ژنریك را روش تاریخی می‌خوانیم.در این روش برای شناخت هر پدیدة اجتماعی مسیر پیدایش و تحول پدیده یا به سخن دیگر تاریخ آن را بررسی می كنیم. البته این تنها روش مطالعات اجتماعی نیست. همه از روش كاركرگرا و یا روش گونة مثالی وبر یا نوع خالص زیمل چیزهایی می دانیم. امروزه برای شناخت و تعریف پدیده‌های دشوار از روشهای متفاوت در كنار هم استفاده می‌شود. مانیز در این مقاله می‌خواهیم به طور مختصر به پیدایش شهرنشینی، به عنوان اولین گام در مطالعة تاریخ شهر‌نشینی بپردازیم.
دیرین شناسان و انسان شناسان اولین نشانه‌های حضور انسان بركرة زمین را در عصر دیرینه سنگی [1][1] ابتدایی می‌دانند. این علوم اولین نشانه‌های موجوداتی شبیه انسان را گاه تا یك میلیون سال پیش از میلاد مسیح عقب می‌برند، اما میان دانشمندان بر سر اینكه در صد هزار سال پیش از میلاد هموساپینس ساپیینس  كه از نظر زیست شناسی جد انسانهای امروز به شمار می‌آید بركرة خاك می‌زیسته است، توافق نسبی وجود دارد. این موجود تا پایان عصر دیرینه سنگی (پالِئولیتیك) مانند حیوانات از طریق جمع‌آوری غذاهای طبیعی مثل انواع میوه، ریشه، دانه و ماهیگیری و شكار زندگی می كرد. این نوع معیشت مطابق محاسبات مورگان مردم شناس معروف بیش از 98 درصد عمر زمین را در بر می‌گیرد. در این دوران طولانی البته واحد اجتماعی خانواده بود. هر اجتماعی از چند خانوار تشكیل می‌شد، اما این اجتماع‌ها مجبور بودند برای دستیابی به منابع جدید غذا پیوسته تغییر مكان بدهند. بنابراین نمی‌توانستند در یك جا ساكن شوند. سكونت در یك نقطه به معنای مرگ آنها بود. اجتماعات شكارگر مجبور بودند بدنبال صید حركت كنند، همانطور كه هنوز هم لاپوئن‌ها به دنبال گله‌های گوزن كوچ می‌كنند. در این نوع زندگی اقلیم كاملاً غالب بود و جمعیت انسانها الزاماً محدود می‌ماند وطبیعی بود كه خانوادها وسایل زندگی ناچیزی داشته باشند و از یك پناهگاه به پناهگاه دیگر حمل ‌كنند. با وجود این ، در عصر یخ بندان انسان آنقدر مجهز شده بود كه خود و حیوانات اهلی شدة خود را از مهلكه نجات داده و در غار پناه گیرد. اما تا پایان عصر دیرینه سنگی هنوز مسكن ثابت در زندگی انسان وجود نداشت.
اولین سكونتگاههای دایمی كه هنوز بر كشاورزی متكی نبودند، در حدود 10000 بیش از میلاد در هند ، حوالی دریای بالتیك و احیاناً در كنار رودخانه‌ها و یا دریاچه در بعضی نقاط دیگر جهان به وجود آمدند. با اهلی كردن حیواناتی مثل گاو و الاغ و اسب ، گردآوری منظم داده ها ، كشت صدف و صید ماهی و سایر حیوانات و تكثیر گیاهان را از قلمه و به وجود آمدن اولین باغهای نخل، زیتون، انجیر و مو، در نقاط محدودی كه شرایط مناسب وجود داشت، مزحلة جدیدی از زندگی انسانی كه با سكونت در یك جا مشخص می‌شد به وجود آمد. با وجود این ، نقطة تحول اساسی در تاریخ بشر كشف كشاورزی بود.
انقلاب كشاورزی ـ عصر نوسنگی (نئولیتیك) با گذر از شیوة زندگی مبتنی بر گردآوری خوراك به شیوة زندگی بر اساس كشت‌ دانه‌ها مشخص می‌شود. این تحول در حدود 8000 بیش از میلاد در خاورمیانه به وقوع پیوست و نظر به اهمیتی كه در زندگی بشر داشت به انقلاب كشاورزی معروف شد. انسان از طریق كشت و پرورش منظم انواع خاصی از نباتات كه دانه‌های مغذی نسبتاً خشك و قابل نگهداری داشتند، بویژه گیاهان وحشی كه همان اجداد گندم و جو بودند، برای اولین با به تولید مواد غذایی و نه گردآوری آن پرداخت و تولید زیاد طعام پایة معیشت انسان قرار گرفت. مهارت نگهداری و دخیره محصول نیز كم كم پدیدار شد در نتیجه انسان از حركت دایمی به دنبال غذا آزاد شد و توانست در نقاط مناسب (جزیره‌ها، كنار رودخانه‌ها و دریاها) اجتماعات ساكن به وجود آورد. امكان گسترش واحد اجتماعی در حد یك قبیله فراهم ‌آمد و با دوام سكونت در یك محل كم كم اولین دهكده‌ها پدیدار شدند كه البته چیزی بیش از آلونكهای بدوی نبودند كشف كشاورزی زندگی انسان را دگرگون ساخت. حال قبیله می‌توانست تمام زمستان را در كلبه‌های خود بماند و از محصول برداشت شدة سال قبل تغذیه كند و به امید برداشت محصول جدید در فصل گرم باشد. جمعیت ساكن در پرورش حیوانات اهلی نیز ماهرتر شد و شكارگری كم‌كم اهمیت فرعی پیدا كرد.
تولید قابل كنترل خوراك فقط محصول تلاش هموساپینس نبود. یك عامل خارجی نیز به پیدایش شرایط مناسب كمك كرد و آن هم تغییرات آب و هوایی ناشی از پایان آخرین دورة یخ بندان در همان دوره بود. در اثر گرم شدن زمین ورقه‌های عظیم یخ در شمال ذوب شدند و اروپای شمالی و جنوبی به جنگلهای معتدل تبدیل شدند و رودهای پرآب به وجود آمدند. در جنوب مدیترانه(شمال آفریقا) و آسیای غربی نیز صحراهای دارای واحه و مرغزارهای بسیار به وجود آمدند. در این مرغزارها ، وقتی هنوز اروپا پوشیده از یخ بود، علفهایی روییدند كه با پرورش به جو و گندم امروزی تبدیل شدند.
این اتفاق برای اولین بار در منطقه‌ای افتاد كه مورخان به آن هلال خضیب یا كمان زایا می‌گویند. این منطقه، كه شكلی همچون كمان دارد از بالای خلیج فارس شروع می‌شود و به سوی شمال غرب ایران تا كوهستانهای سرچشمة دجله و فرات امتداد می‌یابد، سپس به غرب متمایل شده ، دره‌های حوزة آبریز دجله و فرات، بین‌النهرین، سوریه و فلسطین را در‌می نوردد و به درة دلتای نیل می پیوندد.اینجا خاستگاه اولین اجتماعات كشاورز، اولین دهكده‌ها و سپس اولین شهرها، امپراطوری‌ها و تمدنهاست. افزون بر منطقة هلال خضیب با فاصلة زمانی قابل ملاحظه در حوزة رودخانه سند( در پاكستان امروز)، درة آنایانگ و چنگ چو و بعدها در جزایر یونان و حتی در آمریكا نخستین اجتماعات ساكن ، نخستین دهكده‌ها و شهرها و تمدنها پدیدار شدند. شكل 1 تحت عنوان خط كش‌ تاریخی تصوری كلی از پیدایش اجتماعات بشری و نقش انقلاب كشاورزی در آن را نشان می‌دهد.
  خط كش تاریخی
1000000   *
500000
100000
13500
10000
8000
6500
2000
1000
500
دیرینه سنگی ابتدایی
دیرینه ‌سنگی جدید
اولین سكونتگاههای غیركشاورزی
انقلاب كشاورزی پایان یخ بندان
 
 
 
 
دیرینه سنگی
نوسنگی
عصر مفرغ
عصر
آهن
عصر تاریخی
* همة تاریخ‌ها بیش از میلاد مسیح است
 
سكونت دایمی:  یكی از اولین روستاهایی كه باستان‌شناسان كشف كرده اند روستای جارمویا پارمو در كردستان عراق امروز است. این روستا بین 7000 تا 6000 بیش از میلاد 150 نفر جمعیت داشته است. اهالی روستا به كار كشاورزی دایمی اشتغال داشته‌اند و سگ و بز و احتمالاً گوسفند را اهلی كرده بودند. جالب این است بدانید كه تراكم جمعیت در این منطقه در آن سالهای دور، مطابق محاسبة باستان شناسان 27 نفر در هر مایل مربع بوده كه تقریباً مساوی تراكم جمعیت كنونی آن منطقه است. علت این وضعیت البته فرسایش خاك و جنگل زدایی توسط بشر و تغییرات اقلیمی است كه از این لحاظ پیشرفتهای تكنولوژیكی را خنثی كرده است.
اینگونه اجتماعات حدود 5500 پیش از میلاد تثبیت شدند و ظرف 1500 سال بعد، این سكونتگاهها از دامنه‌های تپه‌ها به دره‌های رودخانه‌های دجله و فرات آمدند. در دره های بستر رودخانه نیل در شمال آفریقا ، دره‌های اطراف رود سند و همینطور اطراف هوانگ هو در چین نیز آبادیها گسترش یافتند. در دنیای جدید نیز دیرتر یكجا نشینی توسعه یافت. اختراع كشاورزی و پیدایش آبادیها در چین و برجدید از سایر مناطق كاملاً مستقل بوده است.
نتیجة فوری انقلاب كشاورزی دو چیز بود: اول: افزایش جمعیت به میزان قابل توجه و دوم پیشرفتهای تكنولوژیك بویژه در زمینة تولید غذا و نتیجة این دو توسعة اقتصادی اجتماعات ساكن و پیدایش سكونتگاههای بزرگ بود. نگهداری از جمعیت زیاد فقط در سكونتگاه‌های دایمی امكان پذیر است.محاسبات نشان می‌دهد جماعتهای شكاگر و گردآورندة خوراك می‌توانند 3 تا 7 نفر را در هر مایل مربع نگهدارند. امادر دهكده‌های مبتنی بر كشاورزی ابتدایی در هر مایل مربع 25 نفر می‌توانند زندگی كنند.افزون بر این، زندگی متحرك تلفات بیشتری داشت و یكجانشینی شرایط بهتری برای تداوم حیات آدمی فراهم می كرد.میان افزایش جمعیت و پیشرفت تكنولوژی و تولید بیشتر غذا نیز رابطة دوسویه وجود داشت. كشاورزی در اطراف رودخانه نیازمند نوعی نظام آبیاری بود. روستاییان گرد هم می‌آمدند و نظامی از نهرها برای آبیاری به وجود می‌آورند. استفاده از حمل و نقل رودخانه‌ای و ساختن قایقهای كارآمد استفاده از حیوانات باركش ، كشف روشهای بهتر كشت محصول و نگهداری بهتر دانه‌های غذا را فراوان ساخت. در نیمة هزارة چهارم بیش از میلاد اقتصاد درة نیل در مصر از اقتصادی مركب از كشاورزی و گرد آوری خوراك به اقتصادی عمدتاً متكی بر كشاورزی تكامل یافت. علاوه بر جو و گندم كشت نخل نیز اضافه شد. در بین النهرین نیز چوب ، حصیر، طناب ، نخ و كف پوش نیز تولید می‌شد.دیری نگذشت كه زارع مصری توانست بیش از 3 برابر غذای مورد نیاز خود محصول برداشت كند. پس یكجانشینی و افزایش و تراكم جمعیت در سكونتگاه‌ها پیشرفت تكنولوژی و مازاد تولید غذا را به وجود آورد و مازادتولید غذا پیشرفت صنعت دستی غیر كشاورزی را فراهم آورد. وسایل حمل و نقل گسترش یافت و تجارت میان اجتماعات ساكن رونق گرفت و زمینه برای یك تحول مهم دیگر در زندگی بشر یعنی انقلاب شهری یا پیدایش نخستین شهرها فراهم شد.
انقلاب شهری:در طول هزارة چهارم پیش از میلاد ابزارهای تكنولوژیكی كافی برای انقلاب شهری اختراع یا كشف شده بود. كشت غله، گاو آهن، تكنولوژی ذخیرة غله، چرخ سفالگری، قایق بادبانی ، دستگاه بافندگی، استخراج فلزات ، ریاضیات، مشاهدات نجومی ، تقویم، خط و سایر وسایل انتقال مفاهیم و ارتباط سازی همگی كم وبیش در حدود هزارة سوم بیش از میلاد به وجود آمدند. اما علت‌العلل پیدایش شهرنشینی مازاد تولید غذا بود نه چیز دیگر.
شهرنشینی تنها در سایة مازاد تولید می توانست پدید آید و این مازاد تولید نیز در مناطقی كه زمین حاصلیز و مساعد برای كشاورزی داشت، ایجادشد. تا آنجا كه اطلاعات باستان شناسان به ما می‌گوید. نخستین شهرها ابتدا در بین النهرین (عراق امروزی) و غرب ایران ظاهر شدند. در بین النهرین بین چهار تا سه هزار سال پیش از میلاد، جوامع روستایی در مناطق حوزة آبریز دجله و فرات رشد كردند و دچار تحول ساختاری شدند. چیزی نگذشت كه شهرنشینی گسترش یافت. در طی هزارة سوم پیش از میلاد شهرهای سومری چندین هزار نفر جمعیت و تجارت وسیع داشتند. كمی دیرتر در هزارة سوم شهرهای نخستین مصری مثل تب و ممفیس نیز پدیدار شدند. در چین تا یك هزار پیش از میلاد شهرنشینی رایج نبود، اما در دره‌های سند شهرهای موهنجودار و و هاراپا دو هزار سال پیش از میلاد مسیح( همزمان با بابل در بین النهرین) به وجود آمدند.
 نخستین شهرها بسیار كوچك بودند و به مقیاس امروز حداكثر ده بزرگی به شمار می‌آیند. اما همین شهرهای كوچك ده برابر روستاهای دورة نوسنگی وسعت داشتند مثلاً مساحت شهر معروف بابل با باغهای معلق‌اش كه یكی از عجایب جهان باستان بود، به زحمت به 2/3 مایل مربع می‌رسید. شهر اور در كنار دجله و فرات كه بزرگترین شهر بین‌النهرین بود مساحتی معادل 220 جریب و جمعیتی حدود 20هزار نفر داشت. شاید بتوان گفت جمعیت نخستین شهرها بین 2000 تا 20000 نفر متغیر بود. باستان شناسان حدس می‌زنند كه این شهرها در حدود دو هزار پیش از میلاد 3 تا 4 درصد جمعیت را در خود جای داده بودند. اما باید توجه كرد كه اندازة كوچك این شهرها از اهیمت آنها نمی‌كاهد. اهمیت نخستین شهرها در اندازه‌شان نیست بلكه در نوآوری است كه در سازمان اجتماعی به وجود آوردند. این شهرها حاملین همه دانش‌ها و ارزشهای فرهنگی و توانایی‌های اقتصادی تمدنهای آن دوره بودند و بر روستا حكم می‌راندند. پیدایش این شهرها آغاز تمدن بشری و دوران تاریخی است.
دربارة سازو كار پیدایش شهرنشینی و تمدن مورخان بسیار نظریه پردازی كرده‌اند. شاید دربارة توالی گامهایی كه بشر برداشت تا به تمدن و شهرنشینی برسد، اختلاف نظر‌هایی وجود داشته باشد، اما در اینكه همة این گام‌ها، زودتر یا دیرتر توسط انسان برداشته شده اختلافی نیست.
بتدریج همراه با پیشرفت دانش و مهارت انسان در زمینة كشاورزی بر بازده كار افزوده شد، و محصول فراوان شد. مازاد طعام پیامدهایی به دنبال داشت كه تاثیرات مهمی بر تحول اجتماعات انسانی داشت. نخست اینكه فن ذخیرة غذا به شدت پیشرفت كرد. تكنولوژی ساختن انبارهای بزرگ و مطمئن غله یكی از اساسی‌ترین لوازم تاسیس شهرها و امپراطوری‌ها بود. اسناد تاریخی كه به گذشته‌های بسیار دور برمی‌گردند به توانایی شهرهای باستانی برای حفظ و نگهداری محصولات كشاورزی و برنامه‌ریزی برای آینده گواهی می‌دهند. مثلاً می‌دانیم در مصر باستان ذخیرة مواد غذایی برای ایام قحطی رایج بود. داستان زندگی حضرت یوسف (ع) كه 7سال حاصلخیز و 7 سال قحطی و خشكسالی به دنبال آن را پیش بینی كرد و مشاور فرعون شد و دستور داد تا انبارهای بزرگ بسازند و غله را برای سالها بعد ذخیره كنند، نشانگر كنترل مصریان بر محیط زیست خود بود. رشد تمدنهای باستانی همگی بر این توانایی تكیه داشت كه شامل حمل و نقل مواد غذایی نیز می‌شد.
دومین پیامد مازاد طعام این بود كه تعداد زیادی از مردم در شهرها توانستند به امور غیر كشاورزی بپردازند. پیشه های متنوع ظاهر شدند و صنایع دستی و صنعتگران در شهرها پیدا شدند.استفاده از فلزات و ومواد كانی رونق گرفت. كار با چوب و سنگ و خاك و ساختمان سازی رشد كرد. چرم سازی و نخ تابی و پارچه بافی پدیدار شد. پیدایش ابزارهای نوین خود بر كشاورزی اثر گذاشت و تولید مواد غذایی را بازهم بیشتر كرد.
به نظر بسیاری از مورخان اولین گروه از مردم كه از كار یدی معاف شدند، كاهنان بودند، كاهنان نقش روحانی، مدیر اقتصادی، پزشك و قاضی را با هم ایفا می‌كردند. در معابد باستانی همه جا صورت مزد افراد و جیره‌بندی مواد غذایی پیدا شده است. این گروه با رشد فعالیتهای كشاورزی و ساختمانی كار مدیریت كارهای جمعی را بر عهده می‌گرفتند. آموخته‌های تجربی خود را دربارة سلامتی در اختیار دیگران می گذاشتند. در مواقع اختلاف میان شهروندان به اصلاح البین می‌كوشیدند و در عین حال نقش تبیین زندگی و مرگ و اجرای مراسم آیینی و ایجاد رابطه با جهان غیر مادی را نیز ایفا می‌كردند.
سومین پیامد مازاد طعام پیدایش روستاها و سپس شهرهایی بود كه در اثر رشد كشاورزی، صنایع دستی خوراك و وسایل زندگی فراوان داشتند. این شهرها مورد توجه اقوام كوچرو قرار می گرفتند و بویژه در فصل برداشت محصول مورد هجوم قرار می گرفتند. مردم ساكن در شهرها و روستاها نیاز به دفاع از خود و دستاوردهای تلاش خود را احساس كردند.بنابراین به فكر دفاع افتادند. ابتدا همه دفاع می‌كردند. اما كم كم عده‌ای را از كشاورزی معاف كردند تا به دفاع از سایر ساكنان بپردازند. پیدایش قشر جنگاور نتیجة چنین تفكیكی بود. این نوع سیستم كار میان جنگجویان و كشاورزان در همه جای دنیا مشاهده شده است. در چین قدیم گروههای جنگاوری بودند كه شغلشان این بود كه در مقابل سهمی از محصول از روستاها در مقابل تهاجم خارجی دفاع كنند. در بعضی نقاط آمریكای لاتین( از جمله مكزیك تا پایان قرن نوزدهم) نیز چنین رابطه‌ای میان كشاورزان و جنگجویان وجود داشت. قشر سامورایی در ژاپن نیز چنین خاستگاه اولیه‌ای داشت. فئودالیسم اروپایی در اروپای قرون وسطا نیز مبنی بر چنین رابطه‌ای میان شوالیه‌های اسب سوار و كشاورزان به وجود آمد جنگاوران ابتدا فقط در زمان مبارزه قدرت داشتند. اما كم كم در زمان صلح نیز قدرت خود را حفظ كردند. فاصلة میان ایجاد یك قشر یا طبقة جنگاور و پادشاهی موروثی یك گام بیش نبود.دولت از همكاری جنگاوران و كاهنان و اطاعت بقیة مردم پدیدار شد. اقوام ابتدایی را به اسارت می‌گرفتند و از نیروی كار ایشان برای گسترش كشاورزی و استخراج معادن و تامین سرباز بهره می بردند. با استفاده از نیروی نظامی راهها را امن می كردند و تجارت میان شهرها را رواج می‌دانند و تمدن را به همه جا گسترش می‌دادند، راز رشد امپراطوری‌های باستانی كه محصول شهرنشینی است ، همین بود.
به سخن دیگر، پیدایش و توسعة شهر وجود تشكیلات سیاسی و اجتماعی و حضور دستگاههای هماهنگ كننده را ضروری ساخت. زیراایجاد نظامهای آبیاری كارآمد و عظیم و راههای طولانی و حفظ امنیت آنها برای برقراری و گسترش تجارت و دفاع از جان و ثروت اجتماعات در برابر حملة بیگانگان و رسیدگی به امور داخلی اجتماع‌های شهری و روستایی كه از نظر كیفی و كمی متفاوت با زندگی ابتدایی انسانی بود، بدون تشكیلات حساب شده‌ای امكان پذیر نبود. پس رابطة شهرنشینی و پیدایش دولت بسیار واضح است آنگونه كه باید گفت بدون شهرنشینی و تجمع بسیار گروهها و نیاز به فعالیتهای عظیم عام المنفعه و همگانی وجود دولت غیر ضروری خواهد بود. پیدایش دولت نیز متقابلاً بر پدیده‌ شهرنشینی اثر گذاشت و آنرا در همه جا جهان آن‌ روز گسترش داد.
اگر در جوامع شكارگر گردآورنده خوراك و همین‌طور در روستاهای متكی بر كشاورزی تقریباً همه به یك كار مشغول بودند، با پیدایش شهرنشینی و تمدن تقسیم كار گسترش یافت. نظامیان حرفه‌ای و درباریان صنعتگران ، مهندسان ساختمان و آبیاری ، كاهنان، هنرمندان و غیره و غیره همه براساس مازاد تولید(ابتدا خوراك و سپس محصولات صنعتی) و گسترش تجارت و مبادله پدیدار شدند. افتراق اجتماعی بوجود آمد. اقشار و طبقات از هم متمایز شدند و نابرابری میان اقشار یك جامعه و میان جوامع مختلف اهمیت پیدا كرد. رشد شهرنشینی و تمدن به شیوه‌ای تصاعدی صورت می‌گرفت. هر گامی كه بشر به بیش برمی‌داشت، گامهای دیگری را ضروری می‌ساخت. ظهور كاخ و نظامی گرمی و نیازهای رزم آوران و در باریان یك بازار از كالاهای غیر اساسی و تجملی به وجود آورد و به ظهور یك طبفة صنعتگر و افرازمند انجامید. رشد صنعت بر تكنولوژی كشاورزی و بهره‌وری آن اثر گذاشت. ظهور امپراطوری‌ها تجارت را تقویت كرد و تجارت دانشها انتشار فرهنگی را به دنبال داشت كه به پخش اختراعات ، دانشها و افكار در پهنة وسیعی از سرزمین‌های آنروز انجامید. خط ، حسابداری، تقویم خورشیدی و قمری، دیوان سالاری و نظام اداری ، آغاز علوم رشد هنرها، همه محصول رشد شهرنشینی بودند.
پس انقلاب شهری برخلاف انقلاب كشاورزی فقط انقلابی در تغییر شیوة معاش نبود، بلكه در ارتباط میان انسان و محیط زیست او دگرگونی اساسی به وجود آورد و تمدن بشری كه مبتنی بر كار ، تكنولوژی حكومت و طبقات اجتماعی است، محصول آن است. بنابراین تاریخ شهرهای قدیمی در واقع همان تاریخ تطور انسان است كه با خلق تكنولوژی و سازمان اجتماعی نوین از تاثیر محیط زیست بر زندگی خود كاست و كنترل بیشتری بر جهان به دست آورد.