جمعیت انسانها روی كره زمین رشد صعودی شتابانی را به خود گرفته است و با توجه به اعمال خودسرانه و خودخواهانه بشریت در روی كره زمین باعث ایجاد آلودگیهای مختلف و تهدیدی برای خود انسانها و دیگر موجودات ساكن آن شده است. امروزه با توجه به آلودگیهای متفاوتی كه به علل گوناگونی از جمله فرایند صنعتی شدن، استفاده بی رویه و غیراصولی از منابع و... بر روی این كره خاكی بوجود آمده، رشد زیاد جمعیت و كمبود منابع برای ادامه زندگی نسل حاضر و نسلهای آینده، باعث ایجاد تغییراتی در دیدگاهها و نقطه نظرات توسعه شده است. دیدگاهی كه در كنار رسیدن به توسعه اقتصادی- اجتماعی و بهبود كیفیت زندگی انسان، ارزش و اعتباری ویژه برای حفظ كیفیت محیط زیست انسانها و سایر موجودات قائل است. در بحث برنامه ریزی شهرها كه محیط زندگی عده كثیری از انسانها می باشند نیز مباحث تئوریك و عملی این نظریه وارد شده است واژه توسعه پایدار در مفهوم گسترده آن به معنی اداره و بهره برداری صحیح و كارآمد از منابع پایه، طبیعی، مالی و نیروی انسانی برای دستیابی به الگوی مصرف مطلوب است كه با بكارگیری امكانات فنی و ساختار و تشكیلات مناسب برای رفع نیاز نسل امروز و آینده بطور مستمر و رضایت بخش امكان پذیر می شود.

نظریه توسعه پایدار شهری، حاصل بحث های طرفداران محیط زیست درباره مسایل زیست محیطی بخصوص محیط زیست شهری است. این نظریه موضوعهایی از قبیل جلوگیری از آلودگیهای محیط شهری و ناحیه ای، كاهش ظرفیهای تولید محلی، ناحیه ای و ملی، حمایت از بافتها و عدم حمیت از توسعه های زیان آور و از بین بردن شكاف میان فقر و غنی را مطرح می كند. همچنین راه رسیدن به این اهداف را برنامه ریزیهای شهری- روستایی، ناحیه ای و ملی كه برابر قانون، كنترل كاربریها و كنترل بیشتر در شهر و روستاست می داند، این نظریه به مثابه دیدگاهی راهبردی به نقش دولت در این برنامه ریزیها اهمیت بسیاری می دهد و معتقد است دولت باید از محیط زیست شهری حمایت همه جانبه ای كنند توسعه شهری پایدار سلامت اجتماعی و اكولوژیكی بلندمدت شهرها را بهبود می بخشد بر این اساس راستاهای اصلی پایداری شهری باید زمینه هایی از قبیل احیاء سیستمهای اكولوژی بومی و طبیعی، اقتصاد پایدار، كاربری فشرده و با كارایی بیشتر، وسیله نقلیه شخصی كمتر دسترسی آسانتر، استفاده درست از منابع، حفظ فرهنگ بومی و محلی، مشاركت مردمی و خودبجوش، اكولوژی اجتماعی سالم، مسكن و محیط زندگی مناسب را دربرگیرد.

حال به توضیح اجمالی هر یك از موارد ذكر شده فوق پرداخته و به مقایسه آن با وضع كنونی ایران می پردازیم:

زنده نگه داشتن سیستم های بومی و طبیعی

در این خصوص باید به نوع پوشش گیاهی كه در شهرهای مختلف با شرایط طبیعی (آب و هوا، جنس خاك) گوناگون كاشته شده است توجه كنیم گرچه بسیاری از مناطق شهری به خاطر كف پوشها، ساختمانها و حتی گیاهان غیربومی كاملا مصنوعی به نظر می رسند، با وجود این تقریبا در هر شهری می توان مقداری از عناصر مربوط به اكوسیستم اولیه را یافت كه قابل احیاء و حفاظت می باشد بطور كاملا مشخص مشاهده می شود كه در تمامی شهرهای ایران برای تزئین شهرها و ایجاد فضای سبز شهری از یك نوع درخت، چمن، گل و... استفاده می شود كه این امر در برخی شهرها باعث شده است كه برای حفظ كیفیت و نگهداری این فضاها و گیاهان متحمل هزینه های زیادی شده و علاوه بر این به تدریج شاهد از بین رفتن گونه های بومی در شهرها و مناطق مختلف ایران می شویم.

اقتصاد با ثبات هم در توسعه شهری امری است لازم باید توضیح داد كه منظور ایجاد اقتصادی است كه سلامت بلندمدت نظامهای انسانی و طبیعی را ارج نهد ولی از نظر كلی یك اقتصاد منطقه ای پایدار باید حول سه محور متمركز باشد: اولا یك اقتصاد احیاء كننده باشد یعنی اقتصادی كه به احیاء خسارات اجتماعی و زیست محیطی گذشته پرداخته و از بروز مشكلات جدید جلوگیری كند. دوماً اقتصادی انسان گرا باشد یعنی بتواند نیازهای واقعی انسان را تأمین كرده و كار معنی دارد در مقابل دستمزد معقول برای مردم تأمین كند. ثالثا باید اقتصادی محلی باشد یعنی بر حاكمیت محلی، سرمایه گذاری محلی، استفاده از منابع محلی، تولید برای بازارهای محلی تأكید داشته باشد چرا كه تولید برای بازار محلی باعث كاهش هزینه و قیمت تمام شده محصول می شود. با این تفاسیر برنامه ریزی شهری در ایران نتوانسته است به این مطلب دست پیدا كند به عنوان نمونه شهرهایی كه با اهداف خاصی در دوره هایی ایجاد شدند كه از نظر اقتصادی متكی به منبعی خاص بودند بعد از اتمام منبع مورد نظر (مثل نفت) شهرها نیز اهمیت خود را از دست دادند و در واقع در برنامه ریزی، اقتصاد شهرها براساس پایه های استواری شكل نگرفته بود و حتی بعد از پایان یافتن نقش اولیه شهرها، ظاهراً نتوانسته اند برای آنها نقشهای اقتصادی جایگزین و در عین حال پایدار تعیین كنند كه به نفع مردم شهر باشد در این مورد می توان به شهرهای دیگری از قبیل زاهدان كه در دوره ای خاص از تاریخ ایران با اهداف نظامی و به دلیل تأمین منافع قدرتهای استعمارگر شكل گرفته و ایجاد شده اشاره كرد و یا مسجد سلیمان كه حتی با وجود منابع نفتی فراوان وضعیت بسیار نامناسب دارد حال چه رسد در زمان پایان نفت؟

كاربری فشرده با كارایی بیشتر

بدون شك الگوی كنونی توسعه شهری، زمین و محیط اطراف شهرها را به صورت ناكارآمد به مصرف می رساند در این رابطه می توان به تمركزگرایی در شهرهای ایران اشاره كرد.

برنامه ریزیهای شهری كه در ایران انجام شده اند در نهایت منجر به شكل گرفتن شهرهایی با تمركز بالای جمعیت و فعالیت شده اند كه بدون توجه به منابع و امكانات محیط زیست محیطی و منطقه پشتیبان حیات همچنان رشد سرسام آور و بیمارگونه خود را ادامه می دهند رشدی كه انواع آلودگیها و خطرات زیست محیطی را برای شهرها، مناطق اطراف آنها و حتی سراسر كشور ایجاد می كند.

در واقع بحث تمركزگرایی و متمركز شدن بیش از حد فعالیت ها و امكانات و جمعیت در شهرها در واقع مساله ای است كه به ناپایدار شدن هرچه بیشتر شهرها منجر می شود.

به عنوان مثال تمركزگرایی در تهران كه از قبل از انقلاب شروع شده و بعد از انقلاب نیز ادامه یافته است پس از مدتی به تدریج آثار و نتایج سوء وزیانبار آن نمایان شد.

تمركز سرمایه و صنعت، تمركز خدماتی باعث بروز ساختارهای شغلی كاذب و فعالیتهای ناسالم شده كه از پیامدهای بعدی تمركزگرایی بود. ایجاد چنین روند تمركزگرایی شدیدی نشان از عدم تعادل در زمینه های جمعیتی و اقتصادی در سطح كشور دارد.

درباره حمل و نقل نیز باید گفت از آنجایی كه در شهرهای ایران سیستمهای حمل و نقل عمومی، برنامه ریزی و عملكرد مشخص و منطقی ندارد این عبارت عملاً برعكس صادق است یعنی وسیله نقلیه شخصی بیشتر منجر به دسترسی بیشتر و آسانتر می شود و اصولاً شهروندانی كه از نظر مالی دارای وضعیت مناسب هستند به سیستم حمل و نقل عمومی چندان اهمیتی نمی دهند و این قشر كه معمولاً بیشترین رفت و آمدها را در شهرها دارند ترجیح می دهند كه از وسیله نقلیه خصوصی استفاده كنند.

سیستمهای كنونی حمل و نقل مجموعه ای پیچیده از مسایل شهری نظیر آلودگیهای هوا، مشكلات روحی و روانی، ازدحام، فرسودگی، گسترش بی رویه تخریب اكوسیستمها و جداسازی اجتماعی را به دنبال داشته است.

استفاده درست از منابع عمومی موجب كاهش آلودگی ها و حركت به سوی پایداری است.

به این معنی كه توجه بیشتر به جریان انرژی و مواد از طریق جامعه انسانی و برنامه ریزی جهت استفاده معقول است. در این مورد می توان به عنوان مثال به عملكرد سیستم جمع آوری زباله در شهرهای ایران اشاره كرد كه سیستم جمع آوری زباله در شهرهای ایران (علیرغم پیشرفتهای جهانی در این زمینه) پیشرفتی نداشته است و نتوانسته بهبودی در روند جمع آوری و بازیافت زباله ها و استفاده مجدد آنها ایجاد كند.

همین طور برنامه ریزی در ایران از نظر برنامه ریزی فرهنگی، اجتماعی كه بتواند در نحوه استفاده از منابع، میزان زباله، كاهش تولید آن، بازیافت و ... به شهروندان آگاهی بدهد و الگوی مصرف آنها را تا حدودی تعدیل كند ناتوان بوده است.

حفظ فرهنگ بومی و محلی:

قوت و اعتبار منطقه شهری بیشتر در سنن فرهنگی و رابطه خاصی كه ساكنین آن با یكدیگر و با زمین برقرار می كنند نهفته است فرهنگ و تاریخ بومی و محلی پایداری و بقاء را بالا برده و بنابراین در حفظ و اعتلای آنها باید كوشید.

فرهنگ شهرهای مختلف را می توان با شیوه های گوناگون حفظ كرد چرا كه در فرهنگ سنت هر شهر مسایل گوناگون تجلی می یابد مثل فعالیت اقتصادی غالب، صنایع دستی، زبان، خوراك، پوشاك و ساخت و ساز.

اما در مباحث مبوط به برنامه ریزی شهری آنچه كه در اولین نگاه فرهنگ یك شهر را نمایان می سازد و بیش از سایر موارد خودنمایی می كند نحوه ساخت و سازهاست.

برنامه ریزی؛ برنامه ریزی پایدار شهری است كه بتواند در عین انجام فعالیت های بهسازی و نوسازی در بافت های قدیمی و ایجاد تغییرات در شهرها به تناسب تغییر الگوی مصرف و نیاز آنها ملزم به حفظ ارزشهای تاریخی و فرهنگی آن شود. گاهی روند مداخله های انجام شده در بافت های قدیمی و فرسوده برخی شهرها حاكی از این است كه هدف اصلی ایجاد تغییرات در كالبد آن به دلیل خدمات رسانی بهتر و راحت تر در بافتهای قدیمی شهرها بوده است و نگهداری محله های قدیمی به دلیل ارزشهای مدنی و تاریخی آنها كه می تواند جزئی از پیشینه تاریخی و هویت یك فرهنگ و ملت محسوب شود درنظر گرفته نشده است.

بافت به عنوان شبكه به هم پیچیده روابط كالبدی به یادگار مانده از نسلهای پیشین دارای ارزش است و می باید مورد احترام قرار گیرد.

در اكثر شهرهای ایران دیده می شود كه چگونه مداخله های بدون برنامه ریزی در بافتهای قدیمی، اجتماعات محلی را كه در آن افراد با یكدیگر روابط همسایگی خوبی داشته اند از هم گسیخته است و یا اینكه چگونه این مداخلات در رفتارهای اقتصادی محله تغییرات نامطلوب داشته كه منجر شده در حاشیه قرار بگیرند.

مشاركت مردم

در سلامت اجتماعی

یكی از مهمترین اجزاء پایداری شهری و ایجاد دموكراسی عملی بیشتر در سطح محلی و منطقه ای است كه به نوبه خود می تواند موجب بوجود آمدن تغییرات مثبت دیگر باشد. در این زمینه هم برنامه ریزی شهری در ایران موفق نبوده است زمانیكه محتوای طرح های جامع و كلان را مطالعه می كنیم بزرگترین خلاء كه در این طرحها مشاهده می شود جای خالی مشاركت مردم است. اكولوژی اجتماعی هم اگر سالم باشد به پایداری كمك می كند.

سلامت اجتماعات انسانی در یك منطقه شهری را به مراتب مشكلتر از اكولوژی طبیعی می توان درك كرد... تحقق یك اكولوژی اجتماعی سالم و پایدار به معنی جستجوی موقعیتهایی است كه بتواند اجتماع انسانی موقعیت و شركت در قدرت را ارتقاء بخشد.

اكولوژی اجتماعی سالم را می توان در ارتباط با محیط زندگی مناسب مورد بررسی قرار داده و از سوی دیگر به این مطلب نیز توجه داشت كه زمانیكه در روند برنامه ریزی، منافع تمامی طبقات اجتماعی فرهنگی را درنظر داشته باشیم و خواسته ها و ارزشهای آنها را در برنامه ریزی لحاظ كنیم می توان به داشتن جامعه ای امیدوار بود كه اعضاء آن به شهری كه در آن زندگی می كنند تعلق خاطر داشته باشند، شهری كه در آن احساس راحتی كنند.

با وضعی كه در شهرهای ایران وجود دارد نمی توان گفت كه شهرهای ایران به طور كامل توانسته باشند به اكولوژی اجتماعی سالمی دست یافته باشند.

یكی از اهداف اصلی بوجود آمدن شهرها ایجاد مكانهای مطلوب برای زندگی ساكنین آن است و چنانچه چنین مكانهایی وجود نداشته باشد یا به علت گرانی آنها قابل دسترسی نباشد در این صورت نظام شهری دچار مشكل خواهد شد.

با درنظر گرفتن این توضیح و ترسیم شهرهای ایران در ذهن، یكی از مسایل شهری كه طرح می شود مساله اسكان غیررسمی است برنامه ریزی شهری در ایران آیا در جهت ایجاد مسكن و محیط زندگی خوب برای ساكنان شهرها موفق بوده است؟ در كشور ما نیز اسكان غیررسمی با رشدی سریعتر از رشد شهرنشینی به تعبیری رسمی، مواجه بوده. برآورد می شود كه یك پنجم جمعیت شهری در اینگونه سكونت گاهها مستقر باشند.

البته همه می دانیم كه در ایجاد مساكن غیررسمی در شهرها جدای از نحوه برنامه ریزی شهری عوامل دیگری از داخل یا خارج از شهرها در روند اسكان موثرند.

با برنامه ریزی شهری پیشرفته فاصله داریم

در مجموع با توجه به مطالب بالا می توان نتیجه گرفت كه شهرنشینان در شهرهای مختلف به اقتضای شرایط محیطی، اجتماعی و اقتصادی خاصی كه دارند نیازهای متفاوتی با یكدیگر داشته و از آنجایی كه برنامه ریزیهای گوناگون و متنوع نیز لازم است تا (برنامه ها و طرحهای تصویب شده) بتواند به بهترین صورت ممكن پاسخگوی نیازهای شهرنشینان باشد و بدون ایجاد كمترین آسیب ها و داشتن كمترین پیامد منفی چه از نظر اقتصادی - اجتماعی و چه از نظر زیست محیطی، به ارتقاء كیفیت زندگی شهرنشینان بپردازد.

اما بررسی محتوای طرحهای مختلف شهری كه در ایران تهیه می شود بیانگر این مطلب است كه بین برنامه ریزی شهری در ایران و اصول توسعه پایدار شهری كه در بالا ذكر شده است تفاوت چشمگیری وجود دارد و براحتی می توان دریافت كه فرآیند كنونی برنامه ریزی شهری در ایران در چارچوب اصول توسعه پایدار جای نداشته و ندارد.

برنامه ریزیها در ایران براساس یك طرح با محتوای از پیش تعیین شده با چارچوب غیر قابل انعطاف و ثابت و معین برای تمامی شهرها شكل می گیرد، با این وضعیت مسلماً در برنامه ریزیهای شهری در كشور با مسایل و مشكلات عدیده ای مواجه می شویم كه این نكته را در ذهن تداعی می كند كه روند برنامه ریزی شهری در ایران در قالب اهداف توسعه پایدار و اصول پایدار آن حركت نمی كند و از اهداف موردنظر این توسعه فاصله دارد.

تحولات شهرسازی مبتنی بر نگرش اسلام که براساس محوریت عناصر کالبدی مذهبی (مسجد، بازار و...) شکل می گیرد به سه دوره به شرح زیر قابل تقسیم بندی است].
1ـ قرون اولیه اسلامی
در این مرحله به دلیل تأثیرات به جای مانده از نظام شهرنشینی دوران ساسانی، اصول قبلی حاکم بر تفکرات این نظام همچنان پا برجاست. اما به تدریج بر اثر عوامل جدید، سیاست های شهرسازی تغییر می کند. الگوی حاکم بر این مرحله به دو گونه ساخت شهری منجر می گردد (فقیه 1354، کیانی 1365) یکی شهرهای نوساز که نشانه قدرت و وحدت سیاسی امپراطوری اسلامی می باشند، مثل شهر اولیه بغداد که به دستور منصور خلیفه عباسی بنا می شود. این شهر براساس نظم هندسی دایره ساخته شده و با چهار دروازه در اطراف و قصر خلیفه و مسجد بزرگ در مرکز، طراحی کاملاً از پیش اندیشیده شده ای را نشان می دهد. نکته قابل توجه در خصوص طراحی این شهر واگذاری ساخت محلات به عهده خود افراد شهر است که حاکی از مشارکت مردمی دارد. به همین دلیل ترتیب محله بندی، نحوه معماری، و باغ سازی این شهر به شهرت رنگ وبوی ایرانی می یابد.
شهرهای نوع دوم، شامل شهرهایی است که با ایجاد مسجد و بناهای جدید رنگ و بوی اسلامی به خود می گیرند مانند اصفهان و ری.
پیشرفت شهرسازی درزمان استقرار حکومت های ایرانی همچون سامانیان، آل بویه و آل زیاد که آرامش نسبی نیز به کشور حکمفرما شده بود، فراهم می گردد به همین دلیل ربـــض گسترش یافته و بر شارستان تقدم می یابد و همچنین با توسعه ارتباطات با روستاهای اطراف، شهر فئودالی نیز در ایران شکل گرفته و به تکامل می رسد.
2ـ قرون میانی اسلامی
در این زمان، در کنار آرامش سیاسی و رونق اقتصادی، هنر ایرانی در قالب معماری ساختمـان ها شکوفا می شود و عناصر اصلی زیبایی شناسی شهری را به وجود می آورد و اگر چه یورش مغول باعث ویرانی بسیاری از شهرهای آباد می شود ولی از آنجایی که احداث شهرهای جدید و یا نوسازی آنها در این دوره، یکی از وظایف اصلی دولت شناخته می شود، در زمان حکومت غازان خان، الجاتیو و ابوسعید، شهرسازی شیوه نوین را پذیرا شده و شهرهایی چون مراغه، تبریز و سلطانیه بازسازی و یا احداث می شوند. به طوری که پروفسور پوپ در این خصوص اذعان دارد که: خواجه رشید الدین وزیر غازان خان، شهری: شامل 24 کاروانسرا، 1500 مغازه و 30 هزار خانه مسکونی برای محل سکونت دانشمندانی که از اطراف جهان گرد آمدند بنا می نماید. علاوه بر این، احداث بیمارستان، نقاهتگاه و باغ های متعدد که از لحاظ استحکام و زیبایی و یکپارچگی، تمام بناهای نظیر خود را تحت الشعاع قرار داده اند، ساخته شده و مجموعاً شهری را به وجود می آورد که تمام نیازهای شهروندان را همراه با رفاه اجتماعی آنها فراهم نماید.
در این زمان شهرهایی چون سمرقند، بخارا و هرات از اهمیت ویژه ای برخوردار می شوند و یکـی از نمـــونــه هـای قابل توجه از نظر لحاظ نمودن مباحث امروزین برنامه ریزی شهری، به نام ترمه است. در این شهر ابتدا جمعیت مورد نظر را که باید در شهر سکنی کند، تعیین می نمودند. سپس میزان زمین مورد احتیاج هر محله را مشخص ساخته و نهایتاً شبکه بندی خیابان ها بازارها، مسجد جامع و سایر مساجد و مدارس شهر معین می گردید و پس از طی این مرحله مردم برای سکنی در شهر جدید به آنجا کوچ داده می شدند.
3ـ قرون متاخر اسلامی
در این مقطع ...

 

..نقطه عطف دیگری در تاریخ شهرسازی و شهرنشینی ایران اتفاق می افتد و آن تغییـــر اســاسی ساختار شهرهای ایران با گشایش شبکه های ارتباطی، ساختار فضاهای عمومی متمایز از اماکن مذهبی و ایجاد ابنیه زیبا از حیث جنبه های معمارانه، رونق شهرنشینی و همچنین احداث دو عنصر اصلی طراحی شهری یعنی میدان و خیابان به همراه بازارها و کاروانسراهای شهری است. اوج این اقدامات در عهد صفوی خصوصاً هنگام سلطنت شاه عباس اول است که زمان شکوفایی هنرهای مختلف خصوصاً نقاشی، معماری و شهرسازی را به همراه دارد.
نمونه های چنین توجهی را بیش از همه می توان در پایتخت دوم صفویان یعنی اصفهان جستجو کرد که حتی به ابداع مجدد مفهوم شار و شروع سبک جدیدی تحت عنوان مکتب اصفهان از آن یاد شده است.
مکتب جدیدی که براساس الگوی آرمانی صفویه از تفکر به اجرا در می آید، تلفیقی دقیق و روشن را از وضع مطلوب عرضه می دارد. در این تلفیق دو روش طراحی ارگانیک و خودگرا آمیخته شده و مفهوم جدیدی از برنامه ریزی و طراحی نهایی را به وجود می آورد، شهر اصفهان که عرصه کالبدی چنین تفکری است در طرح توسعه خود به گونه ای منطقی و خردمندانه به شرح زیر تعریف می گردد:
“محور چهارباغ به عنوان لولایی خطی بین سازمان فضایی کهن و نو، با عبور از محور زاینده رود (به عنوان محوری طبیعی و اندامین) عملاً ترکیبی از طبیعی و مصنوع، اندامین و منطقی، نظم و بی نظمی و .... را عرضه می دارد.
میدان نقش جهان به عنوان مرکز شهر جدید و نماد دولت قدرتمند صفوی با آن که الگوی خود را از میدان کهنه اصفهان می گیرد ولی این الگوی کهن را نظمی کاملاً منطقی می بخشد و با دقتی بی نظیر به ترکیب و تنظیم هندسی و فضایی عناصر پیرامونی و درونی آن می پردازد.
ترکیب بندی عناصر فوق الذکر که تا این زمان در نظام شهرسازی ایران سابقه نداشته است باعــــث گردیـد تا مفهوم منطقه بندی شهری براساس نظام محله بندی و تمایزات اجتماعی در کل شهر، تبلور کالبدی پیدا کند. به عبارتی بارزترین ترکیب کلامی مکتب اصفهان در مجموعه ای کالبدی ـ فضایی بکار گرفته می شود، که براساس آن هر مجموعه زیستی ( شهر ـ روستا) دارای یک میدان و مرکز ثقل خواهد بود که هم سلسله مراتب مکانی را مشخص می نماید و هم مکان تقاطع گذرهای اصلی و عبوری نیز می باشد.
به طور کلی مکتب اصفهان در شهرسازی در پی تحقق بخشیدن به اصلی است که جهان بر آن قرار دارد یعنی اصل توازن و تعادل کالبدی، با این مشخصات مبانی و مفاهیم اساسی مکتب اصفهان در شهرسازی بدین شرح قابل جمع بندی است:
“در مکتب اصفهان، شهر در محیط پیرامونی خویش مستحیل می گردد و از این رو در توافق کامل با طبیعت پیرامونی خویش قرار می گیرد، در توافق، همزیستی و وحدت چند سویه با روستاهای اطراف خود می باشد و برج و باروی شهر نه به عنوان یک عنصر متمایز کننده شهر از روستا بلکه به عنوان حصاری برای تعریف محدوده کالبدی شهر به کار گرفته می شود، در این مکتب، رونق و آبادانی شهر نه از طریق بازسازی شهر کهن بلکه از مسیر ایجاد مجموعه های شهری جدید در کنار شهر کهن دنبال می شود، بنابراین مکتب اصفهان نه تنها شهر قدیم را مورد جراحی و نوسازی قرار می دهد، بلکه با ایجاد مجموعه های جدید و اعلام دیدگاه های جدید از طریق آنها، دگرگونی و دگردیسی را در بافت های کهن می پراکند. آنچه در این میان اهمیت دارد بیان هماهنگ و هماوای فضاهای شهری است.
با انقراض حکومت صفویه، فعالیت های شهرسازی نیز از رونق می افتد و هیچ یک از حکومت های افشاریه، زندیه و قاجاریه نمی توانند تأثیری در نظام شهرسازی ایران داشته باشند. تنها اقدام قابل توجه انجام یکسری فعالیت های شهرسازی در پایتخت زندیان (شیراز) است که مجموعه بناهایی به نام مجموعه وکیل و ارگ حکومتی احداث می شود.
در زمان قاجاریه با انتقال پایتخت به تهران، فعالیت های اندکی در خصوص احداث میادین (سبزه میدان، توپخانه و غیره) انجام می گیرد که در مقایسه با فعالیت های عظیم شهرسازی دوران صفویه کم رنگ است. فی الواقع نزول نظام شهرسازی ایران در این زمان با درهــــم ریختــن سیستم اداری شهرها همراه است. شهرهای تبریز، اصفهان. شیراز و... عظمت و شکوه خود را از دست می دهند و تنها شهر تهران است که به دلیل تأثیر پذیری ایران از اروپا، نمادهایی از نظام شهرسازی غربی را تجربه می نماید و این امر موجب ایجاد تحولاتی در ساختار کالبدی این شهر می شود، به طوری که با التقاطی شدن برخی تفکرات، خصوصاً در دوران حکومت ناصرالدین شاه ارزش های تازه ای در شهر سازی و معماری به وجود می آید که زبان سبک و ساختار فضایی جدیدی را به وجود می آورد که می توان به آن سبک تهران اطلاق نمود.
در سبک تهران، خیابان نیز مفهومی جدید می یابد و نه به عنوان تفرجگاه بلکه به عنوان مکان تجارت و بازرگانی نقش می یابد به گونه ای که همانند یک فضای شهری با هویت و زنده مطرح می شود و سعی بر آن دارد که مظهر تجدد طلبی دولت قاجار در دوره ناصری باشد.
بالطبـــع با دگرگونی مفهوم خیابان و حضور عملکردهای جدید شهری همچون تماشاخانه، سینما، هتل، بانک، میدان نیز فضای کهن خود را از دست می دهد و تبعیت کننده تناسبات کمی دوره های رنسانس و باروی می گردد. به طور کلی این سبک سعی در اختلاط شرق و غرب و تفوق شرق و عرضه نمودن جنبه های کالبدی آن دارد که در برخی موارد نیز موفق بوده است. (نمونه میدان سبزه میدان)
                                              

منبع:    http://www.ravy.ir/content2056808.html